دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهروز

www.byeloveing.blogfa.com درباره »
بهروز
مرد - مجرد
امتیاز: 1325

دنبال‌شدگان

(62 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(172 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

بهروز
بهروز

یه روز عاشقم بودی ...

بهروز
بهروز

آهای ایوب!! کجایی؟؟؟ بیا کنارم بنشین تا برایت از صبر بگویم.....................

بهروز
بهروز

به هر کی گفتم دوستت دارم گفت برام شارژ بخر...!

بهروز
jecu5ow5wqz5560rus.jpg بهروز

)(...!)

بهروز
بهروز

امروز پدری دخترش را برای نان فروخت... امروز دختر 10 ساله ای مادر شد... امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد... امروز پدری خشم بیرون را بر پشت همسر پریودش خالی كرد... امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد... امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد. امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجیدند... امروز دلم برای امروزم گرفت... نمیدانم دنیای شما كثیف است یا چشمان فاحشهء من؟

بهروز
بهروز

کاش شعور یه عده برسه نر بودن یه جنسیته،مرد بودن یه هویت، زیاد هستن دخترایی که نر نیستن ولی خیلی مردَن!!!

بهروز
بهروز

هرموقعه نگاهم میکرد دلم میلرزید فکر میکردم دوستم داره اینطوری نگام میکنه

بهروز
naghmehsara.ir0sms.jpg بهروز

دلگیر نباش ، تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را . . .

بهروز
naghmehsara.ir54g1.jpg بهروز

مثل آن است که… شاهرگ احساسم را زده باشی… بند نمی آید ؛ دوست داشتن‌ات…

بهروز
naghmehsara.ir0525.jpg بهروز

چه کسی برای عشق بازی من… شعر اتل متل خواند…؟؟؟ که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی….

بهروز
بهروز

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت بنگرد،به دلی دل بسپار که جای خالی برای تو داشته باشه،و دستی را بپذیر که باز شدن را بیشتر از مشت کردن آموخته باشد.

بهروز
بهروز

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگها را می درند سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مرده هارا می برند

این ارسال را بازنشر کرده است.
بهروز
بهروز

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید،شاید آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما.................. کوری را به خاطر آرامش آن تحمل مکن...!!!!

بهروز
بهروز

گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود ......

بهروز
بهروز

نه... انگار نظرای دوستام انگیزه بود واسه نوشتنم وقتی میامو میبینم خبری نیست پشتمو میکنم به دنبالرو میام بیرون اینجا رو واسه دل خودم ساختم که بنویسم اما انگار با خودمم جدیدا رودربایستی دارم !