بهروز
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن...تعظیم انان همانند خم شدن دوسر کمان است که هرچه بهم نزدیکتر میشوندتیرش کشنده تر است !
بهروز
عشق فراموش کردن نیست,بخشیدن نیست گوش کردن نیست ,درک کردن است دیدن نیست ,احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها...
بهروز
برای چشم هايي كه در راه ماندند... و دل هايي كه آن ها را راندند..... برای اشك هايي كه غرورشان شكست.... و عهد هايي كه كسي آنها را نبست......
بهروز
دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛ پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو پــُـر از حــس پــرواز پــُـر از تــو
بهروز
میدانیـــ تنهاییـــــ کجایشـــــ درد دارد؟ !!! انـــــکارشـــــــــــ
بهروز
ساخته شدم برای دیگران مثل یه برده برده ای که برای خودش پادشاهی میکنه بعدش فکر میکنن چه خبره بابا تحقیر نکنیم
بهروز
گاه بايد پاي کامپيوترت نباشي . . . گوگل و ياهو ون#دنبالریا و فلان را بيخيال شوي . . . با خانواده ات دور هم بنشينيد . . . يا گوش به درد دل رفيقت بدهي . . . و ببيني زندگي فقط همين صفحه نمايش . . . و فضاي مجازي نيست . . .
بهروز
گوشم از نصیحت پره چرا همه به من گیر میدن
بهروز
يك قلب شكسته روي ديوار كشيد كبريت زد و نشست وسيگار كشيد دلش گرفت و پكي زد به آخرين سيگار كه لعنت به ساز شكسته و گيتار
بهروز
میخواهم عوض شوم چرا باید دلتنگ باشم تو باید دلتنگ شوی میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم در دورترین نقطه دقت کن رسیدن به من آسان نیست اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش.....!
بهروز
چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمی دونم دیگه بسمه شکستن نمی خوام عاشق بمونم...
پسری دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه CD فروشی کار می کرد. اما به دخترک در مورد دوست داشتنش هیچی نگفت.
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبلهر روز به اون فروشگاه می رفت و یک CD می خرید فقط به خاطر صحبت کردن با اون..
بعد از یک ماه پسرک بر اثر تصادفی مرد..
وقتی دخترک به خونه اون رفت و و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت: که اون مرده و دخترک رو به اتاق پسر برد.
دخترک دید که تمام CD ها باز نشده .. دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد..
می دونی چرا گریه می کرد؟!!
چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه CDها می گذاشت و به پسر می داد...