بهروز
توسط موبایل
فرصتي ميخوام براى زندگى بى معنيم
بهروز
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیــالم چه بــرانی ، چه بــخوانی چه به اوجــم برسانی چه به خــاکم بکشانی نه من آنم که بــرنجم نه تو آنی که بــرانی من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنه تیرم به خطا می رود اما به هدر,نه! دل خون شده ی وصلم و لب های تو سرخ است سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ,نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیا با اهل هنر؟آری! با اهل نظر ؟نه! بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟ یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر ,بار دگر, بار دگر نه...........
بهروز
دلم مي خواهد چنان زندگي كنم كه وجود خدا را تنها در سودي كه به ديگران مي رسانم، احساس نمايم.
بهروز
مینویسم بیاد اونکه عاشقم کرد ورفـــت امیدوارم هرجاهست بی من خوش باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهروز
شهر هرت كجاست؟؟؟؟؟ تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟ - شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. - شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن. - شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند.....
بهروز
بحران شوهر برای یک میلیون دختر .اینم از اوناشه دیگه!
بهروز
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت : اندوه چیست؟ عشق کدامست؟ و غم کجاست؟ بگذار تا بگویمت : این مرغ خسته جان عمری در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین، که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرام و روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم! با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب بیمار خنده های توام بیشتر بخند ! خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب !
بهروز
امروز بد از مدت های مدید رفتم فلافل خوردم خیلی حال داد جاتون خالی.
بهروز
در کــنــج دلــم عــشــق کــســی خــانــه نــدارد کــس جــای، دریــن خــانــه ی ویــرانــه نــدارد دل را بــه کــف هــر کــه دهــم بــاز پــس آرد کــس تــاب نــگــهــداری دیـــوانــه نــدارد گـفـتـم مــه مـن! از چـه تــو در دام نـیـفـتـی؟
بهروز
در این دنیا اگر غم هست صبوری کن خدا هم هست اگر دشمن کنارت هست مخور غصه خدا هم هست اگر فقر و فقیری هست منال هرگز، خدا هم هست اگر در عشق فریبی هست چه غم لیکن خدا هم هست
بهروز
وای اگه مال من نباشی توی فال من نباشی چه جوری از عشقت جدا شم از غم عشقت رها شم میرم اونقدر میشم دوراز اینجا میزنم این دلم رو به دریا تا تو صحرای عشقت اسیرم وای چه جوری من اروم بگیرم
بهروز
بعضی وقتها دوس دارم وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین و اشکامو پاک کنه دستمو بگیره و بگه آدما اذیتت میکنن؟!!!! بیا بریم
بهروز
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري تنهاتري
بهروز
هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه