بهروز
بچه که بودم ... مدام دستم را از دستان نگرانی که مرافبم بود رها می کردم ... و آرزو می کردم یکبار هم که شده ... تنها از خیابان زندگی رد شوم ... حالا که دیگر نمی شود بچه بود ... و فقط می شود عاشق بود از سر بچگی ... هر چه وسط زندگی سر به هوا می دوم ... هیچکس حاضر نمی شود دستم را بگیرد ... و برای لحظه ای حتی مراقبم باش ...
بهروز
نگاه به گذشته و شکر خـ‗__‗ـدا نگاه به اینده و اعتماد به خـ‗__‗ـدا نگاه به اطراف و جستجوی خـ‗__‗ـدا نگاه به درون و دیدن خـ‗__‗ـدا لحظه هایت سر شار از بوی خـ‗__‗ـدا
بهروز
اشکهایم آرام آرام بر گونه هایم جاری میشوند و چه گرم میبارند دلم خسته است... دلم را باید قاب کنم و در طاقچه بگذارم که خاک خورَد نه عشق...
بهروز
تمام زندگی ام را به خدا سپرده ام... کاش میدانستی تمام زندگی ام توئی من از خدا اول خودش و بعد تو را میخواهم
بهروز
دوست داری موهای دوست دخترت چجوری باشه.
بهروز
تنها با عشق ميان دلهاي شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعي خود را نشان خواهد داد
بهروز
مچاله کن بشکن بند بزن خط بزن خلاصه راحت باش ارث پدرت نیست دل تنهای من است ...
بهروز
حمید استیلی بعد از خونه نشین شدن : پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟ حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم ! پسر : نمیخری ؟ حمید استیلی : نه ! نه ! نه ! پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی
بهروز
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو
بهروز
منم کوچه های دلتنگی بگوببینم توچرا دلتنگی
بهروز
ما هم فردا باید دفترچه خدمتمونو پست کنیم
بهروز
شاید روزی … دوباره در گذر زمان به یکدیگر برسیم! آنروز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد ! تو را از دست میدهم … اما غرورم را نه …!
بهروز
بحث سر خریدن گوشی بود یکی از دوستان گفت: اگه میخوای گوشی لمسی بخری ،تاچ بخر!!!