از من چه ميداني ...
يا آن كه چه مي خواني ...
تو در سفر عشقي...
من در كوچه تنهائي ...
تو آغوش گرم او ...
من سر به گريباني ...
تو قهقه ي مستان ...
من ساكتي پنهاني ..
... گمنام
نیاز به درد دل کردن ندارم که کسی دلداریم بده !
کسی نمیتونه دلبری کنه ازم!
دیگه دلتنگ نمیشم که دلشکسته م کنن !
برای زندگی نیاز به دلگرمی ندارم !
کسی هم نمیتونه دلسردم کنه !
دلگیر نمیشم که کسی دلبازم کنه !
حتی نمیتونم سنگدل باشم که دیگران رو دل آزرده و دلخور کنم !
دلمرده نیستم ...فقط بیدلم !
تنها چیزی که نمیفهمم اینه که :
چرا این حفره ی خالی انقدر درد میکنه ؟!؟!
* * * براي سالگرد #وفات حسين پناهی عزيز * * * . دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم ! حوصله ی هیچ کسی رو ندارم ! کفر نمی گم، سوال دارم ! یک تریلی محال دارم ! تازه داره حالیم می شه چی کاره ام ! می چرخم و می چرخونم ٬ سیاره ام ! تازه دیدم حرف حسابت منم ! طلای نابت منم؛ ! تازه دیدم که دل دارم، بستمش ! راه دیدم نرفته بود، رفتمش ! جوونه ی نشکفته رو٬ رستمش ! ویروس که بود حالیش نبود هستمش ! جواب زنده بودنم مرگ نبود ؛ جون شما بود؟ ! مردن من مردن یک برگ نبود ؛ تو رو به خدا بود ؟
از من چه ميداني ...
13 سال و 16 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبليا آن كه چه مي خواني ...
تو در سفر عشقي...
من در كوچه تنهائي ...
تو آغوش گرم او ...
من سر به گريباني ...
تو قهقه ي مستان ...
من ساكتي پنهاني ..
... گمنام
...
13 سال و 15 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبل