سلام ... ... کسانی که به من مهر ورزیدند، با محبت هایشان به من عاشق تر بودن را آموختند. و شاید هیچ وقت ندانستند که با لحظه های من چه کردند و من را تا اوج و تا لمس خدا رساندند. ... خدا در نگاهتان. شب آرومی رو پیش رو داشته باشید.
زلالی چشــم هات
بی پایــانی آسمــان
مهربــانی دست هات
نــوازش گنــدمزار
و همین چیــزهای بی پایــان.
نمی دانستــم دلتنــگیات
قلبــم را مچــاله می کنــد
نمی دانستــم وگــرنه
از راه دیگــری
جلــو راهت سبــز می شــدم
تمهیــدی، تولــد دوبــاره ای، فکــری
تا دوبــاره
در شمــایلی دیگر
عاشقت شــوم.
گفتــه بــودم #دوسـتت-دارم؟
خامــوش شــوم...
فنــــا شــوم...
محــــو شــوم...
مــن از این روزگــار خستــه شــده ام...
از این لحظــه هایی که حال مــرا نمی فهمنــد و کنــد میگذرنــد بیــــزارم...
من از تمــــام شایــــــدها و بایــــــدها متنفــــــرم...
از زمیــن ســرد خــاکی تا نــگاهی #عاشقــانه….
بغــض شب تــوی گلو خیــلی وقتــه که نشستــه میدونــم ….
با خودم میگــم تلخــی این زمونــه رو میسپــرم بدست #بــــاد ….
چشمامــو میــذارم روی هم , سیــاهی پشت چشممــو با یه رنــگ خوب #پــاک میکنــم…
یادمــو میــدزدمو میبــرم به اوج خاطــرات گــرم تــو ….
با دلــم آخریــن اسم تنهــایی شبت رو #فریــاد میزنــم ….
دست ســردم میکشم تــو #خاطــرات دلپــذیر تــو ……..
تا خیــال ورت نــداره فکر کنــی رفتــی از ســرم ….
شمعــدونی کنار باغچــه رو در میــارم …..
با یه بغــل آرزوهای داغ داغ میکارمش تــو خاک سبــز #دل-تــو ….
و از لحظــه لحظه های خوانــدنم #هراسی نخواهــم داشت…
یکــرنگی نگاهــم و با خاطــرات نــگاه تــو موزون میکنــم …..
یه ریتــم میســازم برای #سکــوت قصــه مون ….
حالا چشممامــو باز میکنــم به امیــد بــودنت ….
خالــی از هر چــه که هست … #هستــی, #نیستــی, #هستــی ….. #هستــی …..
امــــروز...
زانــو زده ام بر روی خــاک
یک دستــم را ستــون کــرده ام
با دست دیگــر مشت میکوبــم بر زمیــن
فریــاد میزنــم ...
پهنــــای صورتــم خیــس است
ولی این زنــدگی دیــگر زنــدگی نمیشــــود....
در سوره احزاب" آیه 56 "خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند..
شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید
«اَللّهمَ صَلّّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد»