مــرا می شکنــی ســرت را با افتخــار بالا می گیــری ببین از سقف بــالای ســرت چگــونه اشک چــکه می کنــد . . . #مغــرور نباش که روزی این سقف #شکستــــه
دردی سراسر روحـــم را #آزار می دهـــد... دردی که نمی دانـــم چیست... دردی که به زبـــانِ گویش ها ترجمـــه نمی شود ... دردی از جنـــس #بُریـــدن , بـــن بست یا خفقـــان! ... دردی که پیـــرم می کند در اوج #جــــــوانی ... دردی که نمی دانـــم چیست. ... دردی که شایـــد درد مشتـــرکی ست ... شایـــد دردی که نتیجه ی #دیـــدن و #فهمیـــدن است شایـــد.. دردی که #درمـــان نـــدارد و مـــرهم اش فقـــط.......
@α√α ... رنگین کمــان یگانــه رازی ست که معنــایش را تنهــــا مــن و تــــو می دانیــــم! چــــرا که فقط در نــــگاه #خورشیــــد و اشــــک #بــــاران تــــــداعی می شود ..!
#گفت : آرزوهایی داشتــم که از همون #بچگـی تو دلـم #حسـرت شد ... از آغـوش ها و بوسـه های #پـــدرانه ای که نصیب دوستـام میشد از جانب پــدراشون و مــن تو زمان #نیــاز طعمشونو تجربــه نکردم و فقط #حسودیــم شد... #اشـک ریختم تـو #خلــوت-خــودم ... پــدری که همه چی بــرام بود ... همه چــی .. میفهمــی؟؟؟ (اما من #نتــونستم آرومش کنم فقط سکــوت کردم #سکوت)