ﬡᖲᗩᖇᗩ
هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم اگـر... دوست داشتـن را از تـو شروع نـمی کردم ...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
وقتي گرفته اي ، وقتي که ناخوشي وقتي شبانه روز فقط وقت مي کشي ، دستامو پس نزن پاي دلم بشين يک بار ، يک نفر هم غير خودت ببين !
ﬡᖲᗩᖇᗩ
خیلی وقت که دیگر مال من نیستی ...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
بعضے ها گریه نمی ڪنند... اما از چشم هایشان معلوҐ است اشڪی به بزرگے یک سڪوت ، گوشه چشمشاטּ به ڪمین نشسته...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دلم یک هــِق هـــِق عمیق می خواهد...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
چه درد بــدی است بــزرگ شدن دردهـــایت قبل ازخـــودت
ﬡᖲᗩᖇᗩ
مســـــافرم و نمی دانـــم راهــــم چیست ؟؟؟
ﬡᖲᗩᖇᗩ
چه درد بدیست بزرگ شدن دردهایت قبل از خودت !