ﬡᖲᗩᖇᗩ
آقـــای شــهــردار! بگویید انقـدرعوض نکـنند رنـــگــــ و روی ایـــن شـهر لعنتی را ... این پیاده روها ، میــدان ها ، رنگ و روی دیوارها ، خــــاطـــراتــم ! دارنـــد از بـیـنــــــ مــیـــــ رونــــد . . .
ﬡᖲᗩᖇᗩ
یه جایی هست بهش میگن آخر خط...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
نِگاهَت را اَز مَن نَگیر بــِه چِشمانَم نَگاه کُن... بِبین هَنوز تَصویر تو دَرآینهِ چِشمانَم حَک شُده اَست..
ﬡᖲᗩᖇᗩ
همیشه که نمیشود شعر...همیشه که نمیشود حرف...گاهی کمی سکوت...گاهی کمی نگاه...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کاش باران بیاید...
دلم بی تاب است...
بی تاب نگاهت
اما تو
بی خبر از همه جا
رو به این چشم انتظاریم می خندی !!!
و باز
این من هستم كه بغض میكنم ...
كاش باران بیاید..
ﬡᖲᗩᖇᗩ
وقتی دلتنگ باشی ...همـه آرامـش یـک سـاحـل را هـم بـه تـو بـدهـنـد بـاز هـم دل تـو بـارانـیسـت خـیـس تـر از دریا خــراب تــر از مــوجــهـا ...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
گاهی نگاهش که میکنی میبینی دوستش داری، مهربان است و بی ریا… در خیالت برای احساست به او، لباس عشق میدوزی! اما هرجور که اندازه میگیری میبینی به قدوقواره اش نمیخورد دلگیر میشوی، دوباره محاسبه میکنی اما…
ﬡᖲᗩᖇᗩ
آטּ قـבرפــرفــ بـراے نـگـفـتـטּ בارمـ ڪــہ صـבایـمـ را بـبـرمـ بـالـآ فـریـاב بـزنـمـ
ﬡᖲᗩᖇᗩ
نِگران ...منـتظر ... تنهـآ ...گریـآن ... عَصباني ...بهونه گيــر ... و ... همه ي اينها مـَن هَستمـ ! لطفاً كمي آرامَمـ كُـن !...