ﬡᖲᗩᖇᗩ
چقدر این ثانیه ها نبودِ تو را تکرار می کنند......
ﬡᖲᗩᖇᗩ
هـیس؛ دُختَرهآ فَریآد نمی زَنند ... خیلی حَرفآ دآرم بَرآ گُفتَن ... اَمآ بـﮧ قُول ِ پُورآن درخشَنده هـیس؛ اینجآ جآش نیس!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
تـو نـمـے خـوانـے امـا مـטּ مـے نـویـسمــ ڪـﮧ یـاבمــ بـمـانـב
ﬡᖲᗩᖇᗩ
آرزوهایــــم هوایی شدند مدام برباد میروند؟!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
چشــمــآم ــُ میــبندم نگـــآه ِ تـــو تنهــآ چیـــزی ِ کــه میـــبینم ....
ﬡᖲᗩᖇᗩ
نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم .. چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کاش میشد زمانمان را یکی کنیم تا بگویم در یک کلام: دوستت دارم!!!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
آســـــــــــمان هم گاهــــــی دلش می گیـــرد!! .. من که آدمم......!!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
هیچ اعتباری به وفای آدم نیست!!! آدم حتی به خدا هم خیانت کرد...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دنیـای این روزهای من روزهایــی است که درجا می زند و نـمی گـذرد!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زیر باران پوسید آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
ﬡᖲᗩᖇᗩ
آدمها که دارن از احساسشون حرف میزنن ، اول جمله هاشون یک (فعلا) بزارید ؛ اینطوری شاید بشه باور کرد ، البته با تاکید روی شاید …
ﬡᖲᗩᖇᗩ
شب را خاموش کن بگذار بتابد چشمهایت!