Bihoviat
خـــــــــــــــــــــــــــــدای منـــــ .......... دســــــــتانــــــــت که مالــــــــــــــ منــــــــــ باشند هــــــــــیچ کــــــــــس مــــــــرا دست کم نمیگیرد!
Bihoviat
من خدا را دیده ام باور کنید در غروبی دلکش زیر سایه لب ساحل من خدا را دیده ام باور کنید در رقص ماهی در آب در انعکاس نور خورشید در آب .... من خدا را دیده ام بــــــــــــــاور کنید
Bihoviat
خدایا ...
تو دنــیای ما آدمــا ...
یه حالتی هست به نام " کــم آوردن " !
تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی ...
خــوش به حــالت ... !
Bihoviat
نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛ مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت : گاهی یادم می رود که، هستی؛ کاش بیشتر نسیم بوزد ...
Bihoviat
هـــر بار کـه دلــم هـــوای خـــــــدا کـــرد ... نــــه ! هــر بار کـه خـــــــدا یــاد ِ دلــم کــــرد ... تـنـم لــرزید ... نــه از خــــــدا ... از خــــودم ! که از شــیطــان هـــم شـیطـان تــَر شــدم ... نـگـاهم را مــی دزدم ... مبادا چشــمم در چشـــم خدا گــــیر کند ...
Bihoviat
همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه چشماشو ببنده و بهت بده...