Bihoviat
توسط پیامک
[963]شب است و دربدر کوچه های پردردم
فقیروخسته بدنبال گم شده ام میگردم
اسیر ظلمتم,ای ماه پس کجاماندی؟
من به اعتبارتو فانوس نیاوردم....
Bihoviat
پای تو که وسط می آید
هم آغوشی
بی معنا میشود
با تو تا آسمان میروم .... !
بلوغ ِ احساسَم
میانِ بازوانِ تو
رویا را ؛ حقیقت ِمحض می کند ،
بمان !
Bihoviat
شمرده بودم .. پنج سیگار .. تا خانه ﮯ او راه بود .. حالا دیگر ، کوچه ب کوچه .. سیگار پشت سیگار .. میگردم و نمــﮯ رسم...
Bihoviat
کـاش مـیـدانـسـتـم
کـیـسـتــــ آن کـه بـرایَـتـــ
دسـتـــ قـلـابـــ مـیـگـیـرد تـا هـر شـبـــ
خـوابـــ از چـشـم هـایَـم بـربـایـی
دیـواری کـوتـاهـتَــر از
خـوابـهــای مَـن نـیـافـتـی . . . ؟!
Bihoviat
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
Bihoviat
امروز فهمیدم که زندگی خراب است آرزو سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند و شمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند
Bihoviat
چه فرقی می کند...
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،
تو هم دلقکی..!
Bihoviat
به جرم وسوسه... چه طعنه ها که نشنیدی حوا...! پس از تو... همه تا توانستند آدم شدند...! چه صادقانه حوا بودی... و چه ریاکارانه آدمیم!
Bihoviat
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ
" ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ "
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ،
ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ...
ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ...
Bihoviat
آرزوهاتو یه جا یادداشت کن
و یکی یکی از خدا بخواه ؛
خدا یادش نمیره
ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری ؛
دیروز آرزوش کردی !
Bihoviat
ما به مرز علاقه میرسیم...
و از مرزها که میگذریم ما،
دوباره تنهاییم!