#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#Bta پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـهها روی دو پس... [لینک]
(31453 دفعه)
شازده احتجـاب
نیــکی گــلپـری سحــر مــریم
فقط بی تا .. اونم چون دلش تنگ شدِ @بیتـا
دلِ نیکــا هم برای تُ تنگ شُد با اینکِ تا حالا ندیدتت ... امشب چند تا عکسشُ می زارم یا توی یاهوو می دم بهت
فدای دلــش خُ .. باشـع باشـع ..
خوشگل اشُ میزارم دلت تنگ نشِ چند وخ بعد ; )
ای جـــان هرچــی بذاری ما دوس داریــم چَش ..
باشع
وقتی دلگیییییییییییییییییییییییییییییییییری و تنهاااااااااااااااااااااااااااا ! {-ابی-}
بیتا نبینم دلگیری . . . و شوما مسن ــــِمون
منم که نقش دیوارو ایفا میکنم
دور از جون شمام همین طور
مریـــمی ..
منــم میدونسم همو اول میفمی واسه همین گذاشتـم خُ اصنم هیشکی نفمید عینکتم ریبنِ کــه
هااا ریبنِ اصل آرمیکایِ آبودانه موخام باهاش برم لب کاروون تو شمال
بابا آبودانـــــی منــم موخام بیام
باشه
باشـــع
@فاطمه تقدیم بِ شوو ما بـــــــــــــاش تا بدم بهت
@بیتـا انقد بِ این دُخی عموت قول دادی و نخریدی کِ خودم براش خریدم نوچ نوچ
@پـــریســــا و در آخر شما با اینکِ این سری در این عمر برادرت را یاری نکردی ولی بازم با تــــــشکُر از شما
وقتی دست به قلم می شوم خلوت های ز کینه جبر گوارا می شود اجبار های سیاه در خفای بامداد های سپید هم صدای مردمکان بی صدا در پس اعصابی که درد می کند می زیستد از شرارت از خیال نفرین تنها آزادانه در این حجله پر هجا در پشت بیهوده های روزمره در بی تفاوتی های خندان یا گریان در شبرنگ تیره در گندمزار تنت در الماس شمایل بی قناست نافی از شهوت به ذهنی سوخته با افکاری پینه بسته پیوند می دهم و من در خواب پر خاشگر خود که جهان مایوس را هم دست ماه ی که ز حسادت های کودکانه ز عشوه های خورشید بی فروغ در دل سیاهی رخنه کرده ، متهم میبینم هولناک می نویسم برای تو و می گذرم . . . پ.ن : با احترام به شاملو به پاس ِ کمکی از دیار ِ واژه هایش برای عنوان ِ این نوشته -------------- @بیتـا این چجوره /داغ ِ داغ ِ واسه امروز ِ خوب گفتن نمیگم پیچیدگی ش ُ !
نافی از شهوت به ذهنی سوخته . . . در پشت بیهوده های روزمره در بی تفاوتی های خندان یا گریان در شبرنگ تیره در گندمزار تنت --------------------------------- اینارُ خیلــی دوس داشتــم .. بازم باید بخونمش با بفهممش ! گیجِ گیجم کردی پســر ! حرف نداری ..
هووم خوب ِ که چیزی به دل نشست یه توصیه نخون دیگه بد جور گیج میشی از چند لایه تشکیل شده که هر بار یکی رو میشه
نه باید خوندش .. دوس دارم این لایههارُ .. هنوز موندم بعضی جاهاش ..
حواست باشه یه توصیه جدی : ) مرسی که میخونیش هر جا موندی در خدمتم
منُ یکی بیگیره
نیــکـــی مری
و باز هم با تَـــشکر از پری ســا @پـــریســــا
این امکان ممکن نیست که در عمق واژه ها زیر افسون خنده های بی بها هم آواز ِ استعاره های بی بضاعت چرکابه ای که از تن بی قلبم بیرون می ریزد را بر این برگه های بی سر نقش نبندم ذهنم تیر می کِشد آرام آرام فکرم ، در دیوار هایی که دقایق را در خود محبوس کرده آرام میگیرد و من در یک اشتراک ِ تک نفره منتظر ِ نبودنت می شوم زیر ِ شُر شُر خُرناسه های این قلم که جایی دور نخواهم دواند در همین اطاق رو به روی ِ آیینه به دور از میلاد داشتنت سرکی به دور از خشانت خواهم کشید زیرا که قدم های کشیده ات فاصله ها را خلق کرد و غوغا را بر بی راهه ها کشید . . . !
خب حرف ِ خوبی بود قبل ِ اینکه این ُ از تو بشنوم بارها توی خلوت های خودم به این رسیده بودم چیزی نیست که فقط من رسیده باشم اکثریت رسیدند فخط خواستم بگم چیزی قابل ِ ملموسی بود درک ِ این حرف مرسی
فدای شوما .. واسه خودِ منم اتفاق افتاده چند بار .. مرسی از پیکــاسو
قربونتون
آدما گاهی راست میگن گاهی میانه و گاهی دروغ. همه چی دست نیاز ماست که ببینیم واسه الانمون چی میخوایم @✔ مــریم خانوم
الهی مرسی #کاپ ِ عزیزم همه چی دست ِ نیاز ِ ماست . . . / یادم میمونه
وای ! .. عالــی بود .. ممنونتــم آرتنوس جان بابتــِ خطابِ قشنگــت
قابل تو رو نداشت
راس شُ بگو
راس گفتـــم خُ
باشِ خُ
; )
عزیـــزمی ممنونتـــ خانـوم
فدای تو
با تَـــشکر از پری ســا @پـــریســــا
شازده احتجـاب
14 سال و 3 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل