جان مریم چشماتُ وا کن، منُ نگاه کن
شد هوا سپید، درومد خورشید
وقت اون رسید ، که بریم به صحرا
آی نازنین مریم، آی نازنین مریم
جان مریم سری بالا کن، منُ صدا کن
بشیم روونه، برم از خونه
شونه به شونه، به یاد اون روزها
آی نازنین مریم، آی نازنین مریم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم
کاش میخوابیدم، تو رو خواب میدیدم
خوشهی غم توی دلم، زده جوونه دونه به دونه
دل نمیدونه، چه کنه با این غم
آی نازنین مریم، آی نازنین مریم
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندمارُ
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم، بیا بیا
نازنین مریم، آی نازنین مریم
شازده احتجـاب
14 سال و 3 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل