كيــميــاگر
يه سوء تفاهم! ... مسخرگيش اينجاس كه خودمم ميدونم 100% سوء تفاهمه...
كيــميــاگر
يك برگ يك رؤيــاي مُرده شايد! زير پاي عابران پاييزه...... ميشكند
كيــميــاگر
كاش يكي بود واسمون قصشو از روي يه كتاب بزرگ رنگي با ورقاي ضخيم و سُري ميخوند بعد همونجاش كه گرتل جادوگره رو هل ميده تو ديگ خوابمون ميبرد...
كيــميــاگر
يهو ياده داستان "هانسل و گرتل" اُفتادم...
كيــميــاگر
اين پَرسه هاي شبانه تمامي ندارند...
كيــميــاگر
مزخرف نوشتن هم عالمي دارد كه چون تو ننوشتندي؛ و اصولا كلاس نوشتنت بالاست ندانستندي!