كيــميــاگر
یکی هست، تو قلبم، که هر شب واسه اون می نویسمو اون خوابه // نمی خوام بدونه واسه اونه که قلب من اینهمه بی تابه
كيــميــاگر
رؤیاهایم را مرخص کرده ام برای تعطیلات...پس زندگی تا برگشتشان تعطیل است!
كيــميــاگر
نمي دونم خاليه دستاتو كي پُر مي كنه!
كيــميــاگر
نمي دونم تو كجايي دلِ تو مالِ كيه...اون دوتا چشماي نازت حالا تو فالِ كيه!
كيــميــاگر
اين روزگار نيست كه نامهربونه! اين مائيم كه روزگار رو به اين درد مبتلا كرديم!......آخه مُسري بود!
كيــميــاگر
از چي بگم وقتي دلم.....از دلِ تو دور مي مونه!

15 سال و 4 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبل"مــرتضی پاشایی ، یکی هست "
15 سال و 4 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبل