reza
در حق انسان هائی که دوستشان دارم،آرزوی رنجوری،پریشانی،بیماری،بدرفتاری و آزردگی میکنم.آرزو میکنم که آنها با خود خوار شماری ژرف ،عذاب بی اعتمادی به خود و بدبختی شکست خوردگان ناآشنا نمانند.
reza
به نظر من هر ادم 24 25 ساله ای باید به احساسات 18 19 سالگیش بخنده
reza
هیچ اندیشه ای در این دنیا آنقدر خوب و خیر نیست که بتواند تلاشی تعصب آمیز برای به به کرسی نشاندن آن اندیشه را توجیه کند
reza
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است ... ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
reza
یعقوب وار وااسفاها همیزنم ... دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
reza
مثل اخبار تازه مي ماني كه به چشم كسي نيامده اي ... نكند ناگهان يكي برسد برساند تو را به گوش جهان
reza
در هوایت بیقرارم روز و شب .. سر ز کویت برندارم روز و شب
reza
میزنی تو زخمه و بر میرود .. تا به گردون زیر و زارم روز و شب
reza
نه می بینم نشاط عیش در کس .. نه درمان دلی نه درد دینی
reza
تویی دریا منم ماهی چنان دارم که میخواهی .. بکن رحمت بکن شاهی که از تو ماندهام تنها
reza
تا درخت دوستی کی بر دهد ... حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
reza
تو نباشی من از اعماق غرورم دورم ... زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....