reza
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم .. با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
reza
چه میکردی اگر باران .. رو به بالا می بارید؟؟... من؟؟
reza
دیواری بساز دور قلبت ... که عشق ... هرگز نتواند وارد شود
reza
وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ
reza
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم ... تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
reza
دلم تنگ است ....مثل لباس سال هاي دبستانم ... مثل سال هاي ماموريت هاي طولاني پدر
reza
لاله وگل زخمی خمیازه اند ... عیش این گلشن خماری بیش نیست
reza
كاش خودم را جايي جا بُگذارم ...
reza
من نمیدونم کدوم دکتری تا حالا علت یه بیماری رو نخوردن خرچنگ عنوان کرده یا کی تا حالا از نخوردن خرچنگ تلف شده که انقد ناجوونمردانه بدبختا رو میکُشن و میخورن
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 35 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....