reza
یِک دفعه راه دَرب گره اَبرُوانِ خود ... بُگشا ببینمت تو فقط فِکر بَستنی
reza
سیزده بدر خود را چگونه گذراندید؟؟
reza
منصور ضابطیان:تو دوست داری چیکاره بشی هانیه؟ هانیه: کارگردان .. :نه بابا کارگردانِ چی؟؟ ..:ینی بادکنکا که میرن تو هوا گم میشن من برم دنبالشون
reza
دل من بود گرفتار بُتِ جلوه گری ... دلبر گل به سری , عشوه گری ,لب شکری .... دوش دیدم بر اغیار وی را در گذری... سوخت از رشک دلم گفتمش ای رشک پری
reza
آقا من یه سری صفحه هار و باز میکنم که اولش https هستش روش خط کشیده کی میدونه دلیلش چیه؟؟سام بادی هلپ می
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....