مرد گفت: قول بده قول بده زود تر از من نمیری... خانومیش گفت: قول می دم، ولی... -: ولی چی -: تو هم باید قول بدی اون جا شیطونی نکنی و به حوریا نیگا هم نکنی تا من بیام... ﻗﻮﻝ /ﺳﻌﯿﺪ ﺁﻗﺎﯾﯽ
آدمِ مذهبی و خرافاتی نیستم و به خیلی چیزا اعتقاد ندارم اما خُب همیشه سعی کردم عقایدِ دیگران رو به تمسخر نگیرم چون هرکس یه اعتقادی داره و باید بهش احترام گذاشت ...!
قلیون که بکشی میگن :ایول عجب دختر باحالی ِ . . .چقدر پایه هست!اووووف کام گرفتنشو . . .همه باهات حال میکنن. . .
اما تا بگی یه نخ سیگار داری؟نگاها عوض میشه. . .جورناجوری هم عوض میشه. . .
کاش بجای این نگاها میفهمیدن که سیگار دختر و پسر نداره، دل داغون مرد و زن نداره. . .
.
.
یه نخ سیگار داری؟
فصل مدرسه که میشد سر ظهر زنگ خانهاش را میزدیم و فرار میکردیم. گمان میکردیم که نمیفهمد مائیم. وقتی که مرد، شنیدیم که سالهاست ناشنواست. .... ﺯﻧﮓ /ﻋﻠﯽ ﺍﺷﺮﻓﯽ
اسکیمو: اگر من چیزی درباره گناهان و خدا ندانم آیا باز هم به جهنم میروم؟ کشیش: نه، اگر ندانی نمیروی. اسکیمو: پس چرا میخواهی این ها را به من بگویی؟ .... ﺭﺍﻩ ﺭﺳﺘﮕﺎﺭﯼ /ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺗﻮﮐﻠﯽ
- دیشب که ساواکیا دنبالمون کردند، نزدیک همین کوچه که رسیدیم، احمد گفت «تو از اون طرف برو، من میرم این ور» بعد پیچید توی این کوچه؛ منم مستقیم رفتم. خدا خیلی بهمون رحم کرد! - ولی این کوچه که بن بسته!... (برگزیده نخستین جایزه ادبی افرا؛ فروردین۸۸) .... ﮐﻮﭼﻪ /ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺒﯿﻨﯽ
روی دستش نشست، نیشش را فرو برد و شروع کرد به مکیدن خون. مادر، بی حرکت ماند؛ اگر او را فراری می داد ممکن بود در تاریکی شب به سراغ کودکش بیاید. .... ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ /ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺒﯿﻨﯽ
دختر:خوابی؟؟؟
پسر: آره عزیزم!بيدار شدم زنگ مي زنم بهت!
دختر:من دوست پسر قبليم اين موقع روز خواب نبود!
پسر:چه ربطي داره؟
دختر:من واسش مهم بودم!
پسر:خوب بيا من بيدار شدم، خوب شد؟
دختر:دوست پسر قبليم اصلا" نمي گفت: من بيدار شدم بيا!
پسر:اون يه آدمه ديگه بود من يه آدمه ديگه!
دختر:من كه همون آدمم!
پسر:من قانع شدم ، از اين به بعد هر روز 6 صبح بيدارم!
دختر:من 6 خوابم!
پسر:من دوست دختر قبليم 6 صبح بيدار بود!
دختر: خب پس برو با همون! ( گوشي رو قطع مي كنه)!
و هنوز تحقيقات براي شناخت زنها ادامه دارد ..!