از دست عزیزان چه بگویم......گله ای نیست//گر هم گله ای هست ...دگر حوصله ای نیست//سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم....هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست...دیریست که از خانه خر ابان جهانم....بر سقف فر و ریختن چلچله ای نیست........در حسرت دیدار تو اوا ره ترینم//هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
چه بد يه چيزيو ببيني يه كسي تا اين حد بهت نامردي كنه بعدش تو حتي نتونى به بابات بگي كه بابا شب نرو شام خونه ي اونا......حالا بايد خودمم بهونه ي ديگه داشته باشم تا بگم نميام
نگران نباش می ترکونی... کار نداره که فیزیک... تو می تونی
14 سال و 8 ماه و 20 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبل