دوستان عزیز (لطفا یه لحظه..)، من یه بحث جدی بکنم( که اصلا هم سیاسی نیست مربوط به همه هست) بعدش یه کلیپ باهال که آخرتشه واستون میزارم ،- ما همه ایرانیا یک سری دشمن داریم که میخوان بین بخش های مختلف ایران تفرقه بندازن - اما هیچ وقت نتونستن و موفق هم نمیشن چون ما ایرانی هستیم!، موضوع الان اینه که بعضیا انقدر ساده هستن که فکر میکنن تمام کسایی که مذهبی یا بسیجی یا روحانی یا در هر صورت آدم حسابی هستن کسایی هستن که با تفریح مخالفن و اصلا نمیخندن!! - من خودم یکی از مثال های نقض این ماجرا هستم ، به تفکر ماها اینا رو غیر مستقیم از ماهواره ها و از همین تلوزیونی که فیلمهای هالیودی پخش میکنه قبولوندن !، بعضیا فکر میکنن که واسه این که آدم بخنده و کیف کنه و تفریح کنه حتما باید کار خلاف قانون یا خلاف شرع بکنه!! - خیلی اوقات ما میتونیم هم خوب باشیم ، هم خوب بخندیم، از این جوک های مزخرفی که توش همدیگه رو مسخره میکنیم و کلی گناه میکنیم دست بر داریم ، به چیزایی که واقعا با مزه هستن بخدیم.. - این کلیپ رو حاج اقا انجوری که یه مرد عالم بزرگ هست صحبت میکنه و خاطرات جبهه رو میگه ، حتما دانلود کنین،خنده ایه! [لينک]
این حرف پایانیم بود.........سالهاست که گوشمون پره از شعار.............واسه همه دوستان ارزوی رسیدن به حقایق رو دارم.....اینجا همه باهم بحث کردیم ....امیدوارم هیچ کس ناراحت از جمع بیرون نره
همه ی دوستان ، دلیل این همه نا امنی که میگین چیه..؟
فقط یه جواب عاقلانه و صادقانه هست ، ما و مردم...
من گفتم اگه خرابی دیدین بیایم با هم درستش کنیم..
در ضمن من خودم توی تهران ، کرج ، لار ، بندرعباس ، قم ، رشت ، ساری ، شیراز ، اصفهان و.. بودم و زندگی کردم
امنیت خیلی بیشتر از %90 هست..
اما وقتی از امنیت حرف میزنیم ، آرمان های ما میگه نا امنی حتی 1% هم نباشه و این فقط با همکاری ما درست میشه..
دوستان من یه چیزی هم بگم که اگر تمایل دارید این پست و دیگه ادامه ندید چون باعث آزار خیلی از کسایی که شرکت کردند و .. میشیم..
من واقعاً معذرت میخوام، عقاید من و دوستای همعقیدهام، با شما و دوستان همعقیدهتون، مثل تفاوت شب و روز میمونیم... ما با شما دوستیم، فقط عقیدههامون خیلی با هم فرق میکنه... و این باعث تاسفه که چرا جوونای هم نسل و با 5 - 6 سال تفاوت، نمیتونن حرف همدیگه رو درک کنن... شاید شما خوبیها رو بیشتر از ما دیدین، یا اینکه ما بدیها رو بیشتر دیدیم...
من از طرف همه آقایون و خانومایی که اینجا مطلبی نوشتن، از همه کسایی که بهشون بر خورد عذرخواهی میکنم!!!
یه جای دیگه هم گفتم... امیدوارم این گربهای که یه روزی پلنگ بوده، دوباره پلنگ بشه...
مجی جان نه من کل ایران و دیدم نه شما ، ایران خیلی بزرگ تر از این حرفاست که بشه به همین سادگی دید ، خیلی از دیده هامون با هم فرق داره ولی باز هم هدفمون فرقی نداره ، میخوایم ایران آباد بشه ، میخوام همه جا امن و امان بشه و..
خب راه حل این نیست که بشینیم و خرابی ها رو بشماریم ، راه حل اینه که با هم درستشون کنیم..
به کسی بر نخورده ولی اگه گفتم ازیت میشن اخه اینجا هم خطاب زیاد داره هم شرکت کننده ، و یه عالمه دیدگاه هردفعه تو این پست و ...
خب دوستان همه نظراتشون رو گفتن ..... ممنون که ما رو از وضعیت جاهای دیگه هم مطلع کردید ..... آقا مهدی جای نا امن خودم هم دیدم .... یکی از روستاهای شهرمونه .... یه جایی مثل همون میاندو آب .... که هر روز یه دعوایی توش میشه و حتماً هم یکی چاقو میخوره .... اما جاهای امنی رو هم دیدم مثل جایی که توش زندگی می کنم که دختر 10 شب هم می تونه تنها بره بیرون .... دلیل نمیشه به خاطر دیدن اونجا بگم کل ایران نا امنه و به خاطر دیدن محل زندگی خودم بگم همه جای ایران امنه .... بارها تو همین دیدگاهها گفتم در حالت کلی از جاهای دیگه ی دنیا امن تره .... انتقاد منصفانه دیدن نقاط مثبت و منفی باهمه ....... حالا شما و سایر دوستان می تونید نپذیرید .... اختلاف سلیقه س دیگه به قول آقای موجی پاراداکس ..... شهرهایی که علی آقا از امنیتشون گفتن و خیلی از شهرهایی که من میشناسم رو چرا توجه نمی کنین؟ ....
در کل میگم ؛ یاد بگیریم فقط بدی ها رو نبینیم ...........
در کل میگم با علی آقا موافقم که میگن خیلی از نا امنی ها گردن خودمونه .... پس عوض این که بشماریمشون یه راه کاری ارائه بدیم .... و خودمون هم سعی کنیم بهترین رفتار رو در سطح جامعه نشون بدیم ( هم به خودم میگم و هم به همه ی دوستان )
شرمنده که ادامه دادم .... آخرین دیدگاهم بود ....
ان شاء الله که از هم ناراحت نمیشیم چون بحثه دیگه ... پیش میاد .... اگه بحث نباشه خیلی بده ... خیلی از موضوعات تو همین بحث ها روشن میشه .... باید جنبه مون رو تو بحث بالا ببریم و تحمل حرف مخالف رو داشته باشیم ............... ان شاء الله .......... با آرزوی موفقیت بریا همه دوستان و به امید اینکه ایرانی سرافراز داشته باشیم ......
(گوش کنین)!! - یبار منو پسر عمم رفته بودیم تهران ، خونه عمم اینا ، بعد رفتیم زمین چمن نزدیک خونشون که فوتبالی بزنیم ، - چند تا از بچه های اونجا میخواستن بیان با ما فوتبال بازی کنن ، میترسیدن بگن ، به پسر عمم میگفتن ، گفت خب چرا به خودش نمیگی ، گفت خب اخه بسیجیه!!(اینا دیگه چه ندید بدیدایی بودن) - بعدن کم کم اومدن ، بازی میکردیم ، انتظار داشتن ما از فوتبال سر در نیاریم ، واسشون وقتی دریپ های خوشکل میزدیم تعجب آور و حتی خنده دار بود ، یکمی گزشت ، من یه بار قیچی برگردون زدم و گل شود ، اینا هنگ کردن ، یکمی گذشت ، دیدن بسیجی ها هم هیچ فرقی با خودشون ندارن ، بلکن باصفا ترن ، رفقای جون جونی شدن ، بعدش از ما امضا گرفتن..!! ، و نمیدونم چرا ولی همه با اشتیاق از ما میپرسیدن که خوش به حالتون شما چجوری بسیج عضو شدین..؟ - (ادما معمولا از چیزایی که خیلی سر در نمیارن میترسن یا ازش یه غولی توی ذهنشون درست میکنن...)!! - (هیچ اشکالی نداره و البته عالیه که آدم هم بسیجی باشه و هم بازیکن باشگاه صبای قم..!!) - البته من 1ماه میشه که عضو بسیج شدم..
چقدر جالبه که توی این دنیای مجازی بعضی ها هم قانون و هم ادب رو خیلی راحت زیر پا میگزارن..
اگر کسی حرفی داره میتونه خصوصی به خودم بزنه..
اما حداقل نمیزارم توی این تایپیک...
#پدر كودك را بلند كرد و در #آغوش گرفت. #كودك هم مي خواست پدر را بلند كند. وقتي روي زمين آمد #دست هاي كوچكش را دور پاهاي پدر حلقه كرد تا پدر را #بلند كند ولي نتوانست. با خود گفت حتماً چند #سال بعد مي توانم... بيست سال بعد پسر توانست پدر را بلند كند. پدر #سبك بود. به سبكي يك #پلاك و چند تكه #استخوان.......// شهید .....