دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرهاد 72

من نمیگم هاااا .... گویا پسر خوبیم !!!!! درباره »
فرهاد 72
مرد - مجرد
امتیاز: 470.06

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(132 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

فرهاد 72
01.jpg فرهاد 72
در دوره

هر وقت در فریب دادن كسی موفق شدی به این فكر نكن كه اون چقدر احمق بوده به این فكر كن كه چقدر به تو اعتماد داشته

فرهاد 72
0202.jpg فرهاد 72
در دوره

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن .

فرهاد 72
10445999d32967dcd662142ef2e92bba-300.jpeg فرهاد 72
در دوره

ارزانتر از آنچه که فکرش را بکند بود اما برای من گران تمام شد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
tanhaei_urpatogh.com (8).jpg فرهاد 72
در دوره

اشکهایم که سرازیر میشوند...... دیری نمی پایدکه قندیل می بندد... عجیب سرد است هوای نبودنت

فرهاد 72
فرهاد 72
توسط موبایل در دوره

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم ، آهای سهراب تو قایقت یه جا هم واسه من پیدا میشه?

فرهاد 72
فرهاد 72
توسط موبایل در دوره

روزها هی میان و میرن ،بدون اینکه اتفاق خاصی بیافته. آخه انتظار تا کی?

فرهاد 72
41560_4.jpg فرهاد 72
در دوره

دست از پا خطا کنی تعویض میشوی همین حوالی کسی شبیه توست این است پیام عشق های امروزی . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
112374_4.jpg فرهاد 72
در دوره

به تو سپرده بودمش با هزار و یک امید و حالا برای هزارو یکمین بار دلم را می برم تا شکستگی اش را.... گچ بگیرند!!!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

رفتم هر چی اطلاعات داشتم از دوره حذفش کردم ...

فرهاد 72
rain.jpg فرهاد 72
در دوره

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها ! مهربان، خوب، قشنگ ... چهره اش نورانیست گاه گاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد ! او مرا می خواند، او مرا می خواهد، او همه درد مرا می داند ... یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم ... که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است او خدایست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند او همه درد مرا می داند ...

فرهاد 72
11.gif فرهاد 72
در دوره

چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل خوب است مثل باران، بی‌سوال ، که هی می‌بارد .... که آرام و شمرده شمرده می‌بارد .....

فرهاد 72
108344_4.jpg فرهاد 72
در دوره

به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته؛بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی... انگشت کوچیکه ی عشقمم نیستی.

فرهاد 72
_20110801_1135586622.jpg فرهاد 72
در دوره

یه بابایی خواست بره مسافرت،یه دختر مجردی هم داشت با خودش گفت دخترم رو میبرم نزد امین مردم شهر و میرم مسافرت و برمیگردم.دخترشو برد پیش شیخ و ماجرا را براش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد و رفت.شب شد و دختر دید شیخ بستر دختر و بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که بخوابد،دختر با زحمت تونست از دست شیخ فرار کند،هوا خیلی سرد بود،دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت،توی راه دید که یه جمع دور آتیش جمع شدن...د و دارند مشروب میخورند و مست کردند،با خودش گفت اون شیخ بود می خواست باهام اون کارو بکنه]اینا که مست هستند جای خود دارند.یکی از مست ها دختر و دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه،توی این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و میافته.یکی از مست ها میره دختر و بغل میکنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه،یه کم بعد که دختر بهوش میاد میبینه که سالم و گرم هست و اونا دارند کار خودشونو میکنه،اونجا بود که میگه یه پیک هم واسه من بریز و میخوره و این شعر رو میگه : از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد ...

فرهاد 72
1234.jpg فرهاد 72
در دوره

عمیق ترین درد در زندگی پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده

فرهاد 72
112374_4.jpg فرهاد 72
در دوره

نگاهی مضطرب، دویدنهای بی هدف برای نجات از سکوت زخمهای چرکین وتاول زده خاطرات، دیگر رمقی برای فرار ودویدن نیست دلم هوای رطوبت میکند تا ازخشکی هوای خاطراتم کاسته شود اخرهروقت که میدوم خس خس نفسهای اندیشه ام لرزان ولرزانتر میشود