فرهاد 72
گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی..... او نه چشم های خیس و شسته ام را ، نه نگاه دیگرم را ، هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
فرهاد 72
کابوس میدیدم از خواب پریدم که به اغوش تو پناه ببرم افسوس............... یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم
فرهاد 72
دروغ بگو ! تا باورت کنند! آب زیر کاه باش ! تا بهت اعتماد کنند! بی غیرت باش ! تا آزادی حس کنند! ... ... خیانت هایشان را نبین! تا آرام باشند! ... ... دروغ بگو ! تا عاشقت شوند! هرچه نداری بگو دارم ... هر چی داری بگو بهترینش را دارم! بگو اولین نفر در زندگیت است! بگو زیباترین است حتی اگر زشت بود! اگر ساده ای , اگر راست گویی , اگر باوفایی , اگر با غیرتی , اگر یک رنگ باشی :همیشه تنهایی
فرهاد 72
ساکت که میمانی میگذارند به حساب جواب نداشتن ، عمرا اگر بفهمند که داری جان میکنی تا حرمت ها را نگه داری...
فرهاد 72
دور باش اما نزدیک ، من از نزدیک بودن های دور میترسم...
فرهاد 72
بیخودی پرسه زدیم،صبحمان شب بشود. بیخودی حرص خوردیم،سهممان کم نشود. ما خدا را با خود سر دعوا بردیم.ما به هم بد کردیم. ما به هم بد گفتیم. ما حقیقتها را زیر پا له کردیم، و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم. روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم، از شما میپرسم: ما که را گول زدیم؟؟؟
فرهاد 72
بدرودددددددددددددددددددددد
فرهاد 72
گوگل: من صاحب همه چیم ،......... ویکی پدیا: من همه چیو میدونم ،............ [!]بوک: من همرو میشناسم ... ... ... اینترنت: من نباشم شما ها هیچین ............. برق: زر اضافی نزنید .
فرهاد 72
به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته؛بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی... انگشت کوچیکه ی عشقمم نیستی.
فرهاد 72
لبهایت را روی لبهایم بگذار بر خلاف غریزه به ساعت نگاه نکن به درک که زمان میگذرد همینکه تیغ هایمان را غلاف کنیم علامتها متوقف خواهند شد زمان را فراموش کن ساعت ساعتِ خون بازیست...
فرهاد 72
خدا دلم زنگ تفریح می خواد باور کن خسته شدم از این کلاس رقصیدن به ساز دنیا ...
فرهاد 72
قرارمان فصل انگور... شراب که شدم بیا... تو جام بیار..من جان... جام را خالی از جان کن...هراسی نیست...فقط تو خوش باش..همین برایم کافی ست...