دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرهاد 72

من نمیگم هاااا .... گویا پسر خوبیم !!!!! درباره »
فرهاد 72
مرد - مجرد
امتیاز: 470.06

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(132 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

فرهاد 72
40-Distance.jpg فرهاد 72
در دوره

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

فرهاد 72
115113_2.jpg فرهاد 72
در دوره

... به خاطر داری؟ اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم...چتر نداشتیم ... خندیدیم، دویدیم، و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم... سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود، و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری، چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد! و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم... فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم... تنها برو...

فرهاد 72
1234.jpg فرهاد 72
در دوره

هر کی دلتو شکست صداشو در نیار یه روز دلش میشکنه صداش در میاد

فرهاد 72
4842503-b.jpg فرهاد 72
در دوره

یادش بخیر ... دیشب با دو دستم یه صندلی ساختم . چونه ام آرام روی اون نشست ، و از كنار پنجره به ماه خیره شدم . آره همون ماهی كه شب های تنهایی نقطه ی مشتركی بود تا نگاه هامون و به هم پیوند بده . برای چند لحظه تو این دنیا نبودم . تمام خاطرات حلقه ی فیلمی بود كه رقص كنان از جلوی چشمام می گذشتند . یه لبخند ملیح تمامی صورتم و نوازش می داد . مرور گذشته ، احساس قشنگی بود همچون نسیم بهاری ، كه روح خسته ام را غرق بوسه كرده بود . آه ه ه ه ه ه ه ، یادش به خیر . چه آسمون و ریسمونی می بافتیم تا چند دقیقه با هم بودن و به اوج احساس برسونیم . آهسته آهسته برگ ریزان تبسمم آغاز شد . خنكی غریبی در پشت دست هام من و از عالم رویا بیرون كشید ، چونه ام برخاست و چشم به صندلی دوخت كه خیس خیس شده بود .......

فرهاد 72
d3ac4e585b69baf5ab0578efdb2763e8-300.jpg فرهاد 72
در دوره

مــن کـه میدانـم ... بـه کودکی هم اگر برگردم ... تو همــان شیشـه‌ی شیر گمشده‌ام میشوی ..

فرهاد 72
a71ee012383322157214654115176e47-300.jpg فرهاد 72
در دوره

چییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟ وایییییییییی خدااااااااا ............... یعنی دوس پسلم میشییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرهاد 72
d8u2yp247tiezfdh57ry.jpg فرهاد 72
در دوره

یکزره به فکر من باش تا نمردم ...... !!!!!

فرهاد 72
24a3963e813477b630b4181a0ab3ae77-300.jpg فرهاد 72
در دوره

یکی پرسید اندوه تو از چیست؟؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟؟ برایش صادقانه مینویسم.... برای آنکه باید باشد و نیست..

فرهاد 72
d931be32080f72ad301a47a46fd8caf0-300.jpg فرهاد 72
در دوره

چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنـــــــی بــرم گــــردون سفــــت بغلـــــم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و ... ... بگــــــو : "خدافــــظ و زهــــر مـــار!!!!!!! بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه!!!!" چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!! چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری..................

فرهاد 72
4609404-b.jpg فرهاد 72
در دوره

بــــــــــــــــــــــــــدون شرح !!!!!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلامممممممممممم دوستای گلمممممممممممممممم

فرهاد 72
04.jpg فرهاد 72
در دوره

فرض کن این عکس تو توی آفریقاست و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه چه جوری تو این کار رو انجام می دی...؟! . ........................................................................................................................................... . آهنگ تولد ... تولد ... تولدت مبارک را بخون، شیر بی اختیار میره شمع را خاموش میکنه

فرهاد 72
40-Distance.jpg فرهاد 72
در دوره

گفتم:خدايا از همه دلگيرم. گفت:حتي از من؟ گفتم:خدايا دلم را ربودند! گفت:پيش از من؟ گفتم:خدايا چقدر دوري؟ گفت:تو يا من؟ گفتم:خدايا تنها ترينم! گفت:بيشتر از من؟ گفتم:خدايا کمک خواستم. گفت:از غير از من؟ گفتم:خدايا دوستت دارم. گفت:بيش از من؟ گفتم:خدايا اينقدر نگو من! گفت: من تو ام تو من

فرهاد 72
13900801185029_PhotoL.jpg فرهاد 72
در دوره

کاریکاتور/ آغاز سرشماری نفوس و مسکن1390