فرهاد 72
هزار بار دیگر هم که از شانهای به شانهی دیگر بغلتی این شب صبح نمیشود وقتی دلت گرفته باشد......!
فرهاد 72
بازی زیباییست! باور کن! تو با احساس من ... من با تکرار تو ادامه می دهم ادامه می دهی عذاب می کشم لذت می بری خوشحالم از این لذت تو...
فرهاد 72
اين شب ها پر از ستاره ام و همه چيز در من لطافت آسمان دلت را فرياد می کند کاش هميشه باشد، آرام، آفتابی، بارانی، طوفانی نگاهت که می کنم هزاران پروانه در دلم بال می زنند شيرينی التهاب بودنت را و من اوج می گيرم تا آسمان تا تو و از شوق ديدنت فرو می ريزم باز، مثل باران، جايی روی خاک ، تا شايد گلی برويد
فرهاد 72
بيا با هم تماشا كنيم خواب لطيف گل سرخ و بيا باهم ببينيم همه چيزهاي زيبا را، از پنجره اي كه من برايت گشوده ام رو به آسمان نيلگون عشق و درياي مواج ِ، مجنونم كز آن پيداست همه گلهاي باغ گلگـــــونم گر تو بيايي هر دو باهم از آن پنجره پر خواهيم گشود رو به آسمان و از پل رنگين خواهيم گذشت رو به سوي خوشبختي...! تا بيكران تا آفتاب و كهكشان تا آن سوي هر زمان ................!
فرهاد 72
همه میتونن اسمت رو صدا کنن، اما... کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو میگن لذت میبری و با تمام وجود در جوابشون دوست داری بگی جـــــــــــــــــانم..
فرهاد 72
سکوت و صبوری م را به حسابِ ضعف و بی کسی ام نگذار دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید...! تلنگری بزنی، آوار می شوم.... شکستنی تر از آنم که محتاجِ سنگی باشم
فرهاد 72
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی…. نترس گردوی کوچک !آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دست آنهاست …
فرهاد 72
قاصدک شعر مرا از برکن / برو آن گوشه ی باغ / سمت آن نرگس مست/ و بخوان در گوشش و بگو باور کن/ یک نفر یاد تو را لحظه ای از یاد نخواهد برد…