فرهاد 72
زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید حتی وقتی آرایش نداره موهای دست و پاش یه کم در اومده دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره موهاشو برات براشینگ نکرده ... پیژامه ت رو پوشیده و خودشو گوله کرده تو تخت تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره که سرشو فرو کرده تو بالشت که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت با هر نفسش بکشه توی ریه هاش زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره ...
فرهاد 72
واااااااای کی اینو یادش میاد؟
فرهاد 72
دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه ... ... ... وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود...!!!
فرهاد 72
گاهی" سکوت " علامت رضایت نیست ... شـــــایــــد کـــــــسی دارد خفه می شود پـشت سنگینی یـک بـغـض ....!
فرهاد 72
تا درودی دگر بدرودددددددددددددددددد
فرهاد 72
تو را آرزو نخواهم کرد، هيچ وقت! تو را لحظه اي خواهم پذيرفت که خودت بيايي، با دل خود، نه با آرزوي من.
فرهاد 72
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشیهای من را تجربه کن ... ... ......سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ... شاید بعد از آن زمان بتوانی در مورد من قضاوت کنی
فرهاد 72
به سلامتی اونی که چسب های زخم بچه های خیابونی و پابرهنه مظلوم رو میخره اما میدونه که اگه تمام چسب زخم های اون بچه ها رو هم که بخره باز نه زخم های خودش خوب میشه نه زخم های اون بچه ها..
فرهاد 72
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـنـد.......
فرهاد 72
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ، از ســادگی نیست ، شاید دیگه اونقدر واست مــهم نیستن که روشون حساس باشی ...