فرهاد 72
عــــــــــــــــــــزت زیاد ...
فرهاد 72
خدای من ... می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم ... و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است... می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است ،،، چون می توانم آن را بخورم !!! می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم ،،، و با دوستانم بستنی بخورم ... می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم ... و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم ... می خواهم به گذشته برگردم ،،، وقتی همه چيز ساده بود ،،، وقتی داشتم رنگها را ؛؛؛ جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم ،، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم !!! و هيچ اهميتی هم نمی دادم . می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست ؛؛؛ و همه راستگو و خوب هستند ... می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است ... و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم ... می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم ،،، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری ،،، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ... می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم ،،، به يک کلمه محبت آميز ،،، به عدالت ،،، به صلح ،،، به فرشتگان ،،، به باران ،،، و به . . . تموم دارو ندارم مال شما
فرهاد 72
گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزیدن را دریغ نمیکند ؛؛؛ اما مرگ را استثنایی نیست
فرهاد 72
هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی ؛؛؛ و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت ؛؛؛ خودت را محکوم کنی ... به محض اینکه خودت با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی اعتنا می شوی و هرنوع بی حرمتی به جسم و روح خودت را می پذیری ... همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده ؛؛؛ خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با خودت قهر میکنی ... از خودت دفاع کن .... به هیچ کس اجازه نده تورا با یاد آوری گذشته ات وادار به سرافکندگی کند ... همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن ... هرگز مگذار دیگران وادارت سازند ، دفاع از خودت را فراموش کنی . به تو توهین کنند ... خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع میکنی ...