#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(2975 دفعه)
سلام به تو عزیز دلم: )/ تیغ حتا
نچ! این تیق خیلی تیغ تره
بیخ گلومون تیغ تَرش تجربه نکردیم/ اگه شما میگید حتمن تیزتره: )
امان از تو .. یاد تو .. ماه تو / امان از تو
چقد بوی تورو میده این آذر..
تو آتیشی..
آذرخشی اصن / فراتر از آتیش..
گرگ به این چیزا نیست دختر.. مخصوصا این گرگی که یاسر تو این نوشته ش گفته بعدم که من اصن تورو بغل.. عاشقتم دختر
بعد تو از کجا میدونی گرگ ُ اینارو شیطون؟ : دی
کلن این کلمه گرگ تورو آورد تو ذهنم! / فدا مدات اصن :* / از قیافت مشخصه : ))
ای جونم.. : )) اتفاقا اصن به قیافم نمیاد ولی گاهی ب چشمام چرا
این گرگ و اینارو تو یه پست دیده بودم که خودت گفته بودی :-" / ولی به نظر خودم بیشتر شبیه پرنده ای، یه شاهین مثلن
حتا هر جور هم که ببینم / زیبایی
تو حتا بی وقفه زیبایی
اوخ +2
فدای تو
آره . هومنم .. همون پسرک . دلمون
دست به دلمون بذار رفیق / نذار خون بشه
کاش سنگ میشد رفیق ..
نه دوس ندارم / دل اگه هزار بارم بشکنه نباید سنگ بشه / دل باید دل باشه
گفتم کاش .. دل ِ .. دل ِ
گر چه هیچ وقت قدم به واژه هاش نرسید/ ولی خیلی دوسش دارم...
به قامتت اعتقاد دارم / قد تو که نرسه ما سوی چشممونم نمیرسه بهش..
مگه میشه کسی دوسش نداشته باشه!؟
مقامر یه نویسنده ی لوس ِ/مغرور/ احساساتی ِ... با چندتا سه نقطه ی اضافه تر/ که توصیه می کنم هیچ وقت به چشماش نگاه نکنی! .../ از ما گفتن بود! خواه پندگیر و خواه ملال : )/ولی اعتراف می کنم که نمیشه دوسش نداشت/ فقط میشه دست و قلمشُ بوسید ; )
اینایی که گفتیو نمیدونم، ولی اینکه نمیشه دوستش نداشتو قبول دارم / و همینطور قسمت آخر کامنتتو
توی این تاب ستان آب شدیم
تابستان کش آمد و ما آب رفتیم
و قصه دوباره ی پاییز مث ِ همون درختی که برگ نداره واسه ریختن
برای ما که مدام ریختیم / بی درخت .. بی پاییز
این شخص/ حقیقیه یا حقوقی؟ : )
یه روزی حقیقی بوده / الان حقیقتِ : )
دیوان شمس / غزل شماره 5 / مصرع آخر
رونوشت به کارگاه صورتگری /
دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی، بار دگر گرفتمت، بار دگر چنان مکن
کار دلم به جان رسد، کارد به استخان رسد، ناله کنم بگویدم، دم مزن و بیان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد ناله کنم بگویــــــــــــــــــــــدم ...... دم مـزن ُ بیان مکـن
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که میآید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد ( دیوونه ی این تیکه شم ) به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
مرسی شبان، انتخابت عالیه
اینجا حرفت ایهام داشت.. من باز آیم یا وحشی؟! : دی
: )))))))))))))))
شوبان؛ با اجازه بزرگترا شوما :">
فدات شم عززززیزم/ نمی دونی چقده حالم ُ خوب کردی: ) خدا حالتُ خوب کنه :* @ می خندی ترانه!؟ یه شهرو به هم ریختی.. بایدم بخندی: ))
همیشه خوب باشی خانومی :*
خیلی خنده داره یوزرنیممُ فراموش کرده باشم؟
نه
خب خیالم راحت شد
ولی همچنان پر از شکوهی
چشمات پر شکوه
تجلی شکوه توئه تو چشمام
فدای اون چشمات
چشم که فدا شدن نداره / فدای نگاه باید شد
بیخود از خود کن مرا
دلم میخاست مشکی بود / شاید میشد الان حرف بزنیم
فعل ها را بیخود کن با آمدنت
من اسیر رفتن تو شدم / رهایم کن
رها کن تنهاییم را .. بگو که می مانی.
سلام به تو عزیز دلم: )/ تیغ حتا
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبلنچ! این تیق خیلی تیغ تره
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه قبلبیخ گلومون تیغ تَرش تجربه نکردیم/ اگه شما میگید حتمن تیزتره: )
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 40 دقيقه قبل