بچه تر, که بودی ساعتهای بی حوصلگی ات ، ته کوچه تان،چند تا آجر به نقش دروازه میگذاشتی و گل کوچیک بازی میکردی.... گفتی حالابرای آن بازیها قدکشیدی، پاره آجرها را برداشتی، توپت را زیربغلت زدی و جای فوتبال عرق ریزان عصرانه ،عشق داغ دخترک را جایگزین کردی !!! نمیدانم ،شاید او هم تو را به جای عروسک چشم آبی اش در آغوش میفشارد....
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./