دورم از تو ، اما با تو ، لحظه ها رو زنده هستم ؛ بازم از تو ، پرم از تو ، واسه تو رویایِ خستم ، خوبِ دیروز ، با تو هر روز . . . تو وقتی کنارمی میدونم ،تو وقتی بهارمی میتونم ، دیگه طاقت دوریتُ ندارم ، دیگه نمیتونم ...
" خاطره ای از یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف ـ دانشکده متالورژی: یک بار داشتم برگههای امتحانی را تصحیح میکردم. به برگهای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگهها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا میکنم. تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است. کمتر پیش میآید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم. 15 گرفت. برگهها تمام شد. با لیست دانشجویان تطبیق دادم. اما هیچ دانشجویی نمانده بود ... تازه فهمیدم که "کلید" آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردهام ... "
" داشتـــــــم تــــــــو جـــبهه مصـاحبه می گرفتم کنارم وایستاده بود که یهوُ خــُمپاره اومد ُ " بــــومـــــممممب " . . . نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده ُ افتاده زمین . دوربین ُ برداشتم رفتم سراغش . بهش گفتم : تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو ... وقــتی داشت اشهد ُ شهادتین ُ زیر لبش زمزمه می کرد گفت : من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم.اونم اینه که وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستش ُ نکنید! بهــش گفتم :بابا این چه جمله ایه !؟ قراره از تلویزیون پخش بشه ها... یه جمله بهتر بگو برادر ... با همون لهجه ِ ی ِ اصفهانیش گفت : اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من " رب ِ گوجه " افتاده !!! "
نـوع دیگر حجـاب و پـوشش قـرآنی ، حـجاب گفـتاری زنـان در مـقابل نـامحرم است : فَلـا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَـرَضٌ " احزاب ؛ 32 " پس زنهـار ، نازک و نـرم بـا مـردان سخن نگویـید ؛ مبـادا آن که دلـش بیـمار (هـوا و هوس) است به طمع افـتـد
در این گرمای تابستان ، وقتی پیچیده میشوم میان سیاهی چادرم ، تنها دلخوشی ام اینست که عرق روی پیشانیم عرق شرم نیست ، عرق بندگیست ............ این تاج بندگی را به دنیایی نمیدهم....... { دَمشون حیدری }
بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند... نمیگذارم ... نمیخواهم ...! بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ...!
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./