امير
گاهی خدا درها رو میبنده و پنجره ها رو قفل می کنه زیباست اگه فکر کنی شاید بیرون طوفانه و خدا میخواد از تو محافظت کنه
امير
گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو . . تنها بخند . . خنده کرد و دل زدستانم ربود. . تا به خود باز آمدم او رفته بود. . دل زدستش روی خاک افتاده بود. . جای پایش روی دل جا مانده بود
امير
تو كه در باور مهتابي عشق رنگ دريا داري* فكر امروزت باش به كجا مي نگري؟*زندگي ثانيه است وسعت ثانيه را مي فهمي.مي شود مثل نسيم بال در بال پرستو, بوسه بر قلب شقايق بزنيم.هيچ كس تنها نيست .ما خدا را داريم.
امير
کاغذ سفید را هر چند هم تمیز باشد کسی قاب نمی کند باید حرفی برای گفتن داشت
امير
خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد
امير
آنجا كه چشمان مشتاقي براي انسان اشك مي ريزد زندگي به
رنج كشيدنش مي ارزد. دكتر علي شريعتي