دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امير

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پائیز نسپرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده... درباره »
امير
مرد - مجرد
امتیاز: 1239

دنبال‌شدگان

(254 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(296 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

امير
امير
در مذهبی

دانشجو بود و جوان، آمده بود خط، داشتم موقعیت منطقه را برایش می‌گفتم که برگشت و گفت: «ببخشید، حمام کجاست؟» گفتم: حمام را می‌خواهی چکار؟ گفت: می‌خواهم غسل شهادت کنم. با لبخند گفتم: دیر اومدی زود هم می‌خوای بری. باشه! آن گوشه را می‌بینی آنجا حمام صحرایی است. بعدش دوباره بیا اینجا. دقایقی بعد آمد. لباس تمیز بسیجی به تن داشت و یک چفیة خوشگل به گردن. چند قدم مانده بود که به من برسد یک گلوله توپ زیر پایش فرود آمد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير
در مذهبی

تک تیر انداز خودی را صدا زدم،گفتم: اوناهاش،اونجاست،بزنش.... اسلحه اش را برداشت،نشانه گرفت،نفسش را حبس کرد و لی ناگهان اسلحه اش را پایین آورد!!!!! لحظه ای بعد دوباره نشانه گرفت و شلیک کرد. گفتم: چرا بار اول نزدی؟؟ به آرامی گفت: «داشت آب می خورد»

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير
در مذهبی

دو تا بچه يك غولي را با خودشان آورده بودند و هاي هاي مي خنديدند.گفتم:«اين كيه؟»گفتند:«عراقي»گفتم:«چطوري اسيرش كرديد؟»مي خنديدند.گفتند:«از شب عمليات پنهان شده بوده.تشنگي فشار آورده و با لباس بسيجي هاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بعد پول داده بود.اين طوري لو رفت.»هنوز مي خنديدند...

امير
امير
در مذهبی

پسرش که شهيدشد دلش سوخت. آخه يادش رفته بود برا سيلی که تو بچگی بهش زده بود عذرخواهی کنه. باخودش گفت: جنازه ش رو که آوردن صورتشو می بوسم......آوردنش ................ ولی سر نداشت......!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امير
امير
در مذهبی

گفتم:...نه! اين عمليات حساسه. ممکنه زخمی بشی و فرياد بزنی. .........گفت: قول می دم. .. .اون طرف رودخانه جسد زخميش رو پيدا کرديم که دهان خودش را پر از گِل کرده بود.....!! سر قولش موند...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير

شرافت مرد همچون بكارت يك زن است اگر يكبار لكه دار شد ديگرهيچ چيز جبرانش نمي كند.

امير
امير

چه سخت و چه شكوهمند است كه ادمي خود طباخ غذاهاي خويش باشد .مردم همه نشخواركنندگان اندوهمه خورندگان انچه برايشان پخته اند

این ارسال را بازنشر کرده است.
امير
امير
در Im in love

من از آنكه گردم به مستي هلاك به آيين مستان بريدم به خاك به آب خرابات غسلم دهيد پس آنگاه بر روي دوش مستم نهيد به تابوتي از چوب تاكم كنيد به راه خرابات خاكم كنيد نريزيد بر گور من جز شراب نياريد در ماتمم جز رباب مبادا عزيزان... مبادا .... كه در مرگ من بنالند به جز مطرب و چنگ زن تو خود حافظا سر زمستي متاب كه سلطان نخواهد خراج از خراب

امير
امير
در Im in love

شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنها و غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستیم بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد و او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

امير
امير
در Im in love

بی نشان از عشق یعنی گم شدن گم شدن در وادی سرد حیات رد شدن از کوچه های بی عبور خالی و خاموش عین جامدات بی حضور عشق یعنی بی کسی انتهای فرصت بی دغدغه زندگی اما پر از دلمردگی. ترس. شیطان و گناه و وسوسه

امير
امير

دلم احساس غم دارد در اين انبوه ويراني كمي تا قسمتي ابري و شايد باز باراني

امير
امير
در Im in love

یکی بود تو قصمون وفا نکرد ... رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ... یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ... آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ... یکی بود یکی نبود و یک پری ... یه بغل عاشقی های سرسری ... کی بود اون که طاقت گریه نداشت ... عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ... کی بود کی بود اون تو بودی ... کاشکی از اول نبودی ... شاید باید می فهمیدم که قلب تو پر از ریاست ... دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست

امير
امير
در Im in love

اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم

امير
امير

من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي ولي با خفت خاري پي شبنم نمي گردم