دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

ای آنکه بر آینه نظر دوخته - داری - دانم که غم یار و دل سوخته داری - جز چشم تو بر سوز نهانت نزند آب - با غیر مگو گر دل افرووخته داری - با - خویش بیامرز و ز بیگانه بپرهیز - آسوده تویی گر که لب دوخته داری

Alireza
Alireza

چون حلقه بر در می زنی دل گویدم پرواز کن - عمر تو بر در آمده در را به رویش باز کن - مردم در این ماتمسرا ای جان من از در درآ - دلمرده ام - عیسی من بار دگر اعجاز کن - ای مظهر تابندگی من گم شدم در زندگی - در بیشه های گمرهی گمگشته را آواز کن

Alireza
Alireza

باغ جهان پرگلست فرصت چیدن کجاست - دشت و چمن سبز سبز بال پریدن کجاست - دوست صلا می زند همت دیدار کو - کعبه ز ما دور نیست پای - دویدن کجاست

Alireza
Alireza

بار دیگر غم عشق آمد و دلشادم کرد - عزم ویرانی من داشت و آبادم کرد - دشت تا دشت دلم وادی خاموشان بود - تندر عشق یه یک صاعقه فریادم کرد

Alireza
Alireza

دریغا دیده ی دل ها به خوابست - نداند کس که غم ها بی حسابست - دمی اندیشه کن کاین زندگانی - عذاب اندر عذاب اندر عذاب است

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
chelsea-team.jpg Alireza

شیر های آبی لندن...

Alireza
Alireza

@╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮ بدون اراده متولد ميشويم؟ با حيرت زندگي ميكنيم وسپس با حسرت ميميريم ، اما آنچه كه هرگز رنگ فنا نمي پذيرد، دوستي هاي پاك وبي آلايش است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

عمر من افسوس درازی گرفت - روح مرا سخت به بازی گرفت - جان من از وصل حقیقت گریخت - وقت مرا عشق مجازی گرفت - اشک من از خون دلم رنگ - یافت - خامه ی من نامه طرازی گرفت

Alireza
Alireza

شبی به خلوت من از پی نظاره بیا - به چشمهای درخشان تر از ستاره بیا - اگر چو ماه به وقت سحر برون رفتی - به شب که تیره شود آسمان - دوباره بیا

Alireza
Alireza

غم آبادی به نام زندگانی ساختم بی تو - ز بیم شام تنهایی به غم پرداختم بی تو - به زیر ران ما اسب جوانی بود و شادی ها - رمیدی از من و تنهای - تنها تاختم بی تو

Alireza
Alireza

@ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*. گويند باغبان عمري طولاني دارد --چون با گل سر و کار دارد --ولي من عمر طولاني تر از باغبان دارم-- چون رفيقي زيباتر از گل دارم.

Alireza
Alireza

اعترافی طولانیست شب اعترافی طولانیست - فریادی برای رهائیست شب فریادی برای رهائیست - و فریادی برای بند. - شب - اعترافی طولانیست...صبح بخیر...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

هر روز ، نیمروز - بر پای خود سوارم و از کوچه های شهر - رو می نهم چو باد به سوی سرای خویش - در زیر پای من - سیگارهای له شده ی - نیمسوخته - خاموش می شوند - با دود و با غبار همآغوش می شوند

Alireza
Alireza

از آغاز آنچه کردم ، بی ثمر بود - همه سودم درین سودا ضرر بود - چه حاصل بردم از این بازی بخت - که انجامش از آغازش بتر بود - نه هرگز - تن به راحت آشنا شد - نه هرگز دل ز شادی با خبر بود - بد و خوب آنچه گفتم ، بی اثر ماند

Alireza
Alireza

بر گور روزهای سیه ، بوته های عشق - پژمرد و غنچه های امید گذشته مرد - در حیرتم هنوز که آیا چگونه بود - آن روزها که مرد و ترا جاودانه برد - خوابی - گذر نکرد ، دریغا ، گذر نکرد - در چشم من ، شبان سیه ، بی خیال تو