دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
81019_895.jpg Alireza

فرهاد مجیدی در جشن الغرافه

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
79816_731.gif Alireza

گربه مردم آزار!

Alireza
Alireza

رفتم به کنار رود - سر تا پا مست - رودم به هزار قصه میبرد ز دست - چون قصه درد خویش با او گفتم - لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست

Alireza
Alireza

ها در پی شب ها... ها در پی روز ها... ها و ها و ها ... می آیند و می روند... برخلاف تو که ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

می گیرم... در خود ور می شوم... و می سوزم...از ... روزی بلاخره می شوم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

از شوق به هوا ...به ساعت نگاه میکنم.. حدود سه نصف شب است... چشم میبندم که مبادا چشمانت را... از یاد برده باشم ...

Alireza
Alireza

لب دریا نسیم و آب و - آهنگ - شکسته ناله های موج بر سنگ - مگر دریا دلی داند که ما را - چه توفان هاست دراین سینه تنگ - تب و تابی است در موسیقی - آب - کجا پنهان شده است این روح بی تاب ؟

Alireza
Alireza

من پا به پای موکب خورشید - یک روز تا غروب سفر کردم - دنیا چه کوچک است - وین راه شرق و غرب چه کوتاه - تنها دو روز راه میان زمین و ماه

Alireza
Alireza

یک شب از دست کسی - باده ای خواهم خورد - که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد - با من از هست به بود - با من از نور به تاریکی - از - شعله به دود - با من از آوا تا خاموشی - دورتر شاید تا عمق فراموشی

Alireza
Alireza

ای ره گشوده در دل دروازه های ماه - با توسن گسسته عنان - از هزار راه - رفتن به اوج قله مریخ و زهره را - تدبیر می کنی - آخر به ما بگو - کی قله - بلند محبت را - تسخیر می کنی ؟

Alireza
Alireza

@ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*. از انسانها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگین اند ، با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند…

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

درختی خشک را مانم به صحرا - که عمری سر کند تنهای تنها - نه بارانی که آرد برگ و باری - نه برقی تا بسوزد هستیش را ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

چنگ اگر بود سرودی بود - جام اگر بود شرابی بود - کوی اگر بود نگاری بود - می اگر بود خرابی بود - چنگ در چنگل اهریمن - جام در خیمه عیاران - کوی جولانگه - شبگردان - باده در بزم تبهکاران - دیده بی خوابیست -چنگ خاموشیست- رنگ بیرنگیست- عقل مدهوشیست

Alireza
Alireza

يه عطش مونده به دريا - يه قدم مونده به رويا - يه نفس مونده به آواز - يه غزل مونده به پرواز - يه ترانه مونده تا يار - يه طنين - مونده به آوار - يه ستاره مونده تا روز ...

Alireza
Alireza

من رسیدم به رسیدن - تو من رو چیدی و رفتی - من بریدم ! من بریدم - اماخندیدی و رفتی - باز بخند به هق هق من - خنده هات چقدر - قشنگه - چشمات از جنس بلوره - دلت از مرمر و سنگه