Alireza
شب آغاز هجرت تو - شب از خود گذشتنم بود - شب بی رحم رفتن تو - شب از پا نشستنم بود - شب بی تو ، شب بی من - شب - دل مرده های تنها بود - شب رفتن ، شب مردن - شب دل کندن من از ما بود
Alireza
تو ، یه سایه بودی - هم قد خواب نیم روز من - تو، یه سایه بودی - تو ظهر داغ تن سوز من - تو هرم داغ بی رحم آفتاب - تو سایه - بودی ، یه سایه ی ناب - من مسافر تن تشنه ی خواب - حریص فتح یک جرعه ی آب
Alireza
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته - نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته - تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی - که از قبیله ی من ، - یه آسمون جدایی
Alireza
در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک . . .
Alireza
یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛ اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند ... و این انصاف نیست ...
Alireza
زنان ؛ قبل از مادر شدن، پری و بعد از مادر شدن؛ تبدیل به فرشته می شوند . فرشته ی مهربان و فداکار روزت مبارک
Alireza
مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی، اینک، حریر محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش. مادرم، در گرامی داشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم...سلام...
Alireza
لحظه ای که خسته ام - لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی - یا به پایه های سخت میز - تکیه می دهم - مثل میهمان سرزده - پا به راه و بی قرار رفتنم...شب خوش...