Javad 73
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد /آنکه یوسف ز رناسره بفروخته بود
Javad 73
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.
Javad 73
به استعداد یابد هرکه از ما چیزکی یابد/ نه اندر بدو فطرت پیش از کان الفتی طینا
Javad 73
تو کیستی،که اینگونه،بی تو بی تابم؟/ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
Javad 73
سرزنشم مکن اگه از همه پا کشیدام/طبع لطیف ادمی با همه سر نمیکند
Javad 73
به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد،عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر گوید دل به دل راه دارد،دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد....
Javad 73
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن /منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
Javad 73
یاران مدد که جذبهی عشق قوی کمند /دیگر به جای پرخطری میکشد مرا
)

13 سال و 1 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبل

13 سال و 1 روز و 23 ساعت و 26 دقيقه قبل