lili
نمیتونم ببخشمت / دور شو برو نبینمت تیکه ای بودی از دلم / گندیدی و بریدمت . . .
lili
محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست
lili
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان . . . نه اینکه شانه بالا بیندازی و ارام بگویی هرطور راحتی . . .
lili
فریادها مرده اند، سكوت جاریست، تنهایی حاكم سرزمین بی كسی است ، میگویند خدا تنهاست ما که خدا نیستیم چرا تنهاییم. ( دکتر شریعتی )