Masih
28 تیر ازش خواستم که کار منُ انجام بده! یه چشم شنیدم فقط! الآن چندمه؟! هه...
Masih
عاشق ِ موزیک اینجام، عاشــــق!
Masih
شمیم عطر یاست بود که پیچید، جان ِ برادر...
Masih
آخیششششش! یه دل سیر گریه کردم و نگاهت کردم...
Masih
از رو عادتِ که گاهی، گریه میکنم، میمیرم... میمیرم!
Masih
باز موهایت را ول بده در آغوشم...
Masih
آره! من همون داداشی هستم که میخواستی قوی و پر از امید باشه! اینقدر ضعیفم که هی باید فرت فرت فرت فرت گریه کنم!
Masih
تابلویِ بسته وُ باز ِ پشتِ شیشهیِ درُ، بعدِ رفتن ِ ما، کافهچی وارونه میکرد!
Masih
ما همیشه اولینُ آخرین بودیم عزیز..
Masih
tir khalas... Tamam shod.