Masih
Sahme man az to jodayi mishavad...
Masih
12 ساعت بیمارستان بودم، کَک ِ کسی هم نگزید! موندم چرا زندهام واقعاً! هان؟ چرااا؟
Masih
آی مهدیه! دلم برات تنگ شده، چرا نمیفهمی! هان؟ چرا؟
Masih
پی نوشت هم این که از بیمارستان اومدم حال و روزم زیاد خوش نیست!! گاز میگیرم به عبارتی!
Masih
میشه، لطفاً، فقط امشب، نری؟!
Masih
ایستادهای، با گیسوانت، در باد...
Masih
هر روز که نیستی، در من چیزی میشکند!
Masih
نمیشه زمین خوردُ گریه نکرد، به دادم برس بهترین نارفیق!
Masih
هیچی واسهیِ من، تو نمیشه..
Masih
من دیگه دیوونه نیستم... خوب ِ خوبم نازنینم... دیگه رویایی ندارم، حتی خوابم نمیبینم...
Masih
آخ آخ... یادته شبها یهویی بیدارت میکردم؟ همیشه منتظر بودم دعوام کنی یا حتی ناراحت بشی، ولی نمیشدی...