مهدی
مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود . . . ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخمی ات خواهم کرد!
مهدی
دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم... انگار دوستت دارم های من؛ خداحافظ شنیده می شود...!
مهدی
كشتي در حال غرق شدن بود كه نا خدا فرمان خروج داد ،مردها حمله كردن كه برن ، ناخدا گفت خجالت بكشيد،زنها مقدمند! زنها ضمن تشكر از ناخدا يكي يكي پياده شدن، بعد ناخدا گفت آقايون حالا ميتونيد پياده شيد ، كوسه ها به اندازه كافي سير شدن !!!
مهدی
یکی از رایج ترین دو راهی های زندگی اینه که این در شیشهای لعنتی رو باید «کشید» یا «فشار داد»!
مهدی
دنیای مــــجازی شـــادیم/ مــــــجازی عـــــــــاشق می شویـــــم/ مجـــازی همدیگه رو دلــــداری میدیم/ امــــــــــا واقـعی تنـــهاییم/ واقعی درد میـــکشیـــم !
مهدی
ما بدهــــــکاریم به یکدیگر ... بخاطر تمــــــام دوستت دارم های ناگفــــته ای ... که پشت دیوار غرورمان بلعیـــــــدیم ... تا نشان دهیـــــــــم منطقــــی هستیم
مهدی
آنقدرفریادهایم راسکوت کرده ام"که اگربه چشمانم بنگرید"کر میشوید
مهدی
ه روزي پسري باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بيرون و رفت خونه يکي از دوستاش يک ماه موند بعد از يک ماه دختري را سرکوچه میبینه و بهش تيکه ميندازه يکي از دوستاش ميگه ميدوني اين کي بود ؟!!!!!!!! ميگه نه !! ميگه اين خواهر همون رفيقت بود که تو يه ماه خونشون بودي عذاب وجدان ميگيره ميره خونه رفيقش، رفيقش داشت مشروب ميخورد به رفيقيش ميگه ببخشيد من سر کوچه به دختري تيکه انداختم ولي نمیدونستم خواهرتو بود ! دوستش پيکشو ميبره بالا ميگه به سلامتي رفيقي که يه ماه خونمون خورد خوابيد ولي خواهرمو نشناخت...
مهدی
ای کاش او از دل تنگم خبری داشت/ یا ناله مان بر دل سنگش اثری داشت/ آن یار که ظاهر همه عشق است /و محبت از هر طرفی بر دل تنگم شرری داشت /چون دید مرا ، بر در و دیوار نظری کرد /ای کاش که بر صورت من هم نظری داشت /با تیغ جفا کرد پر از خون همه قلبم /ای کاش دل زخمی ما هم سپری داشت
مهدی
احکام شرعی «چت روم» : اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي (استغفر الله) وارد مسنجر شوند واجب است كه قبل از چت صيغه حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار ميگيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. *كليك كردن هر دو مستحب است* بديهي است اين صيغه تنها تا باز بودن پنجره اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره چه سهواً و چه عمداً صيغه خود به خود فسخ مي گردد. و من الله التوفيق ....
مهدی
اندر فواید شلوار کوتاه شيخي را گفتند : مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت:خاموش!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت: چون دختران شلوار کوتاه پوشند، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند. چون پايين را بنگرند هم از گزند تيرشيطان در امان مانند، هم از شر چاله!
مهدی
دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟ بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون. دختر:چرا آخه بابا؟ پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !
مهدی
با کراوات به ديدار خدا رفتم و شد/ بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد/ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ /همچنان آينه با صدق و صفا رفتم و شد /با بوي ادکلني گشت معطر بدنم /عطر بر خود زدم و غاليه سا رفتم و شد / حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالين" را /ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد / يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخني /گفتم اي مايه هر مهر و وفا، رفتم و شد / همچو موسي نه عصا داشتم و نه نعلين /سرخوش و بي خبر و بي سرو پا رفتم و شد /"لن تراني" نشنيدم ز خداوند چو او /"ارني" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد/مدعي گفت چرا رفتي و چون رفتي و کي؟ /من دلباخته بي چون و چرا رفتم وشد/تو تنت پيش خدا روز و شبان خم شد و راست/من خدا گفتم و او گفت بيا رفتم و شد / مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد /فارغ از کشمکش اين دو سه تا رفتم و شد/خانقاهم فلک آبي بي سقف و ستون /پير من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد/گفتم اي دل به خدا هست خدا هادي تو /تا بدينسان شدم از خلق رها رفتم و شد/
مهدی
مطمئن باش و برو ضربهات کاری بود/ دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگیام خندیدی/ به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود/ و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود/ تو برو، برو تا راحتتر تکههای دل خود را آرام سر هم بند زنم