مهدی
شما وضعیت تحصیلیتون چیه؟ + بنده لیسانس دارم. - شما چطور؟ – بنده فوق لیسانس دارم.. … – و شما؟ — بنده شوق لیسانس دارم…
مهدی
خدایا ، به من زیستنی عطا کن ، که در لحظه مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ، حسرت نخورم . و مردنی عطا کن ، که بر بیهودگی اش ، سوگوار نباشم . بگذار تا آن را من ، خود انتخاب کنم ، اما آن چنان که تو دوست داری . « چگونه زیستن » را تو به من بیاموز ، « چگونه مردن » را خود خواهم آموخت !
مهدی
شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
مهدی
همیشه ارزش آدمهارو از روی ظاهر نمیسنجند بلکه همه چیز آدمی تو وجودشه.........اول خودتونو بشناسید بعد دیگران رو.!
مهدی
زبان استخوان ندارد ولي به راحتي استخوان ميشکن
مهدی
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
مهدی
بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند
مهدی
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
مهدی
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
مهدی
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
مهدی
روزگار غریبیست نازنین..نانوا هم جوش شیرین میزند.
مهدی
همیشه پنجره ای هست ، پنجره ای که به سوی امیدی گشوده می شود و این امید همان بهانه های کوچکی هستند که ما ساده از کنارشان می گذریم ، می دانم ، می دانم که همیشه پنجره ای هست
مهدی
دلا ياران سه قسم اند گر/ بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني/ به نـاني نان بده از در برانـش /تو نيـکي کن يه ياران زبـاني/ وليـکن يـار جـاني را نگهدار/ به پـايش جـان بده تا مي تواني.
اینم 4 تا!
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبلمیسی سمیراجون
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل