از نظر من همیشه کیفیت مهم تر از کمیته....شاید تعداد ترکا و گیلانیا زیاد باشه....اما من شیرازیا رو از همه بیشتر دوست دارم...واقعا بهترینن و دوتا از بهترین دوستامم مال اونجا هستن.... @❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁@✿.•*´BITA ✿.•*´
ومن اینجا را ترک خواهم کرد
به زودی ...در, این سرای را ...قفل خواهم زد
تا دگر بار جای دیگر
کلبه ای باز کنم ...از برای دل, تنهایی خویش
خانه ای با فانوس
فانوسی از جنس حریر!
جنس دل
فانوسی از عطر آه
و..آن را بر میخ,در,این ...کلبه خویش
در ته,آن ...جنگل سبز
می آویزم...تا دوستان ...یک به یک
سر بزنند ...کلبه تنهایی من !
می گشاید هر دم از شهر و دیار تازه ای
بر رخ جان و دلم؛ از درد وغم؛ دروازه ای
می دمد هر شب ؛ زجان زارم؛ آزار نوی
می رسد هر روز بر تن؛رنج و درد تازه ای
میکنم ؛هر شب ؛ از درد و محنت ناله ای
می کشم هر روز تا شب؛ از کسل؛ خمیازه ای
....................................................
............................................
..........................
....................................
من عاشق آن حال و هوایم!
اینجا و تمام اینجاها...تنها جایی است که من زبان "عشق"را می فهمم!
عاشق آن حیاط
عاشق آن باغچه ها
عاشق آن داد ها
عاشق آن فریاد ها
عاشق آن "تیکه"ها
عاشق آن "بزرگ"ها
"کوچک"ها...
عاشق آن "دو عشق"!
"پنداری"دنیایی در آن خانه بود که امروز نیست!
"پنداری" همین است که هست!!!
"پنداری" همین است که هست !
"دایی جان ناپلئون"یادتان است؟
مرحوم فنی زاده ؟
امروز داشتم فیلمش را میدیدم...یعنی پارسال بود که میدیدم!اما پنداری همین امروز بود که می دیدم!!!