ماموریتی که خدا به من محول کرده بسیار جالبه. من فقط برای وصل کردن اومدم. نمیدونم چرا هرکی با دوست دخترش یه خورده دچار مشکل میشه، من میشم چاره کار. یکی از دوستان رو از جدایی مطلق نجات دادیم (بماند که چقدر حرف ها خوردیم. ) و زنش دادیم رفت. حالا یکی دیگه. چقدر خالی پالی بستم برای دختره. چقدرم فحش دادم رفیقمو. گفتم ...... غلط کرده همچین کاری کرده. من باهاش صحبت میکنم که دیگه از این غلطا نکنه. GFش هم در جوابم گفت: "هوففف. همتون مثل همین. همش هوای همو دارین." بعدش هم گفت: "چشم به خاطر شما چشم" بابا دوسته دیگه. نون و نمک همو خوردیم. البته اینو هم بگم که به رفیقم پیامک دادم که "آقا اوضاع خیلی خرابه. فکر نکنم راهی باشه." اونم فکر کنم الآن مراسم چهلم گرفته برای خودش. یه خورده اذیتش کنم که دختر مردمو اذیت نکنه.
سلام بچـــــــه ها....یه سئوال بـــــــرام پیش اومده میگم چـــــــرا من میرم و دوباره میام از تعداد لایـــــــکم کم میشه؟؟؟!!! آخه چـــــــــــــــــــــرااااااااا؟؟؟؟
قربونت بررررررم من...............دوست دارم درکم کنی .....عزیزم مرسی..........
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلakheeee dvooneye man .... arzesh nadaree ... vase Ye HAMCHIN ADAMI ...
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلنمیدونم بخداااا .......الهی زودتر فراموشم کنه ......اومدن من از اول به این جامعه مجارزی اشتباه بوددد......حتی خودت .....میدونی که!!!!!..........میدونم درک کردی.....چون تجربه ی منو داشتی هفته ی پیش!!!!
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبلپستم را حذف میکنم ... ببخشید توی دیدگاهتون نظر دادم
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل