انگار کـــه تقدیر جهان بر می گشت ،
با برگ برنده ، قهرمان بر می گشت !
او در جهت کمک به پشت جبــــــهه ،
در موقع حمله ناگهان بر می گشت !
هم دشمن جهل و بی سوادی بودی
هم صاحب اخلاق جهادی بودی
من عاشق چشم های سبزت بودم
افسوس که احمدی نژادی بودی
با اینکه نرفته در کتش می خواند
به خاطر پول ژا کتش می خواند
ازنیت هر کسی خدا با خبر است
مداح برای پا کتش می خواند
حاجی به زمین و به زمان گیر نده
در راه خدا به این و آن گیر نده
با نیت پوشاندن کوتاهی هات
به دامن کوتاه زنان گیر نده
این بازی دسته جمعی خان ها بود
سرگرمی بچگانه آنها بود
تا گله تلف شد همگی فهمیدیم
گرگم به هوا بازی چوپان ها بود
از گفتن اگرچه نا امیدیم امروز
لبخند بزن که رو سفیدیم امروز
با دیدن این همه حماقت ای دوست
از خنده بمیریم شهیدیم امروز
با نی زدنش مردم ما ترسیدند
میش و سگ و گاو و بره ها ترسیدند
چوپان همین ولایت بالا گفت
از زوزه ی گرگ ناقلا ترسیدند
با نقشه ابتکاری آدم کشتیم
با حمله انتحاری آدم کشتیم
در مدرسه با اسلحه آدم کشتند
در مدرسه با بخاری آدم کشتیم
با ذهنیت خسته بخندی طنز است
آهسته و پیوسته بخندی طنز است
من با دهن بسته بگویم شعر است
تو با دهن بسته بخندی طنز است
کولاک یخ نابلدی در راه است
سرمای شدید بی حدی در راه است
با خواندن شعر اخوان فهمیدم
امسال زمستان بدی در را ه است
اگر شما هم یک دهه شصتی یا نهایتا”دو , سه سال اول دهه هفتاد باشید حتما” کارتون دوقلوهای افسانه ای را دیده اید اما تضادهای فرهنگی بین کشورهای سازنده ان و مردم ان زمان ایران باعث ملاحظاتی در نوع نمایش این کارتون زیبا شد!این اثر نوشته “ژان شالوپین“ یک نویسنده فرانسوی در سال ۱۸۹۵ است که در ان جولز یک پسر چینی و جولی یک دختر انگلیسی است که بنا به یک پیشگویی در یک زمان و یک مکان و از والدینی متفاوت به دنیا امده اند که مادر هر دو انها در زمان تولدشان از دنیا میروند انها هفت قدرت ویژه دارند که از ان برای مبارزه با امپراطوری چین استفاده میکنند.
ولی در نسخه دوبله شده ان این دو خواهر و برادر نشان داده شده اند!
نام اصلی این اثر نیز ” دوقلو های سرنوشت” (The Twins of Destiny) است که در سال ۱۹۹۱ به کارتون تبدیل شد .
کارتون دوقلوهای افسانه ای در ایران در ان زمان به خوبی با روحیات کودکان و نوجوانان ایرانی سازگار شد و محبوبیت زیادی پیدا کرد!
ﺳﺮﻡ ﺷﻮﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
13 سال و 4 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبلﺩﻟﻢ ﮔﯿﺞ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ
ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻧﺪ
ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻋﯿﻦ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﻣﯿﺮﻡ
ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ…
ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺑﺎﺯ
ﻣﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ
ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺣﺎﻟﻢ…
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ
ﻫﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ…