❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دانایان با عمل زندگی می كنند , نه با اندیشه عمل
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هستند کسانیکه روی شانه هایتان گریه می کنند و وقتی شما گریه می کنید دیگر وجود ندارند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خوشبختی یعنی : دیدن حرفهای پشت سکوت ، خاموش کردن شمع غرور با یک فوت ، لمــس کردن خاطـره ها چه شیرین و چه تلخ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تفنگ های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند! و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگها.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هميشه پشت جمله ی : " عیبی نداره مهم نیست " يك دل شكسته خوابيده....! شك نكن...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به دنیا بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..." دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم شور می زند زیــــبا... تُو... کجای ایـن قصـه خسـته شُدی که هیج کَس نفهمیـد؟ کُجای ایـن دُنیـا را بــه دریـــا کشاندی که چشمانت اینجا تر شُد؟! حال من خوب نیـست زیـــبا... حال من خَرابِ خَرابِ خَراب است... من کجای ایـن خراب شده بودم که تو بغض کردی؟! بُغض نَکُن زیــــبا... عُمریـســت لبخند تو ما را زِنده نگه داشتـــه... بغض که می کنی دلم چنگ می شود... اگر نخندی... قاتل میشوم زیـــــبا... همه ی اشک هایم را بر میدارم... می اُفتم به جان این فاصله هـا... می اُفتم به جان ایـن درد های لعنتی... می کُشمشـان... بــه خوبی هایت قسم اگر نخندی... قاتل میشوم زیـــــبا... """حالِ من خوب نیـست ... حالِ مَن خَرابِ خَرابِ خَراب اَست..."""
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آخ که چقدر شیرین بود آن لحظه ها که برایت شعر میخواندم و تو که روحت بی خبر از عشق بود ، میخندیدی به شاعرانه هایم ... آآآخ که چقـــــدر خنده هایت را دوست داشتم و چقدر دلتنگم برای یـک ثانیه دیدن خنده هایت!!! تو چه میدانی هر شعر برای تو مرا شیدا ترم میکند ... حالا این روز ها نمیدانم وقتی شعر هایم را در تنهاییت میخوانی ، باز هم میخندی یا ... بخند مهربان ! من برای خنده های تو می نویسم که مرهم روزهای تلخ جداییست ...