دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

عشق کودکانه از اين اصل پيروي مي کند که: (( من دوست دارم چون دوستم دارند.)) عشق پخته و کامل از اين اصل که: (( مرا دوست دارند، چون دوستشان دارم.)) عشق نا بالغ مي گويد: (( من تو را دوست دارم چون به تو نيازمندم .)) عشق رشد يافته مي گويد: (( من به تو نيازمندم چون دوستت دارم ))

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من تمنا کردم که تو بامن باشی ... تو به من گفتی : هرگز ... هرگز ... پاسخی سخت و درشت و مرا غصه ی این هرگز کشت

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ترا در کدامین شب بجویم... وقتی که هر شب هیات ترا به وسعت گریه در می یابم ... ای کاش در آسمان مه آلود ذهنم به تمامیت تو دست می یافتم ... آنگاه .... خورشید خیال من می شد در روزهای سرد تنهایی ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دیشب توی بود ... بعد یهو خبر رسید که کرده و شد ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
117977.gif ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

قلب من کوچک بود ... عشق تو لیک بزرگ ... من ز اندازه قلبم بیرون ... عاشقت بودم و از عشق تو سرشار ... ولی ... سالیان بسیار ... مانده ام عاشق تو ... تا که اندازه این عشق ترا ... در دلم جای دهم ... و هنوزم بامید ... عاشقت خواهم بود ... گرچه تو رفتی و دل تنها شد ... گرچه این عشق بدون تو غمی بر ما شد ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی .... تصمیم با تو است . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

زنان هوشیارتر از آن هستن که مردانگی خود را به همسران خود نشان بدهند . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
only-rain-love-glass.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• ............. ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشود . . كه دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود . . . ! دلــــــــتـــنــگـــــــــــم . . . ! دلتنگ كسی كه گردش روزگارش به من كه رسید از حركت ایستاد . . . ! دلتنگ كسی كه دلتنگیهایم را ندید . . . دلتنگ خودم . . . خودی كه مدتهاست گم كرده ام . . . ! دلــگیـــر مباش . دلت که گیـر باشد ، رهـــــا نمی شوی ! خـداونـد ، بنده گــان ِ خود را ، با آنچه به آن « دل » بســته اند می آزمــاید !! وقتـی پَـس از مُـدت هــا بـی خبــری بـی آنکــه سُــراغـی از ایـن دل ِ آواره بِگیــری مـی گــویـی : " دِلــَمـ بـَرایـتـ تَنــگ است یــا مـَـرا بــِه بــازیــ گـِــرفتــه ای . . . یـــا مَعنــی واژه هــایـتــ را خــوبــ نِـمی دانـی . . . "دِلتنگــــیت" ارزانـــی خـــودتـــ... ﺩﻣـــﻬــﺎ،ﻧــﻤـﯽ ﻓـﻬﻤـﻨــت ﺗـﺮﺟـﻤـﻪ ﺍﺕ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻨـﺪ؛ ﺁﻥ ﻫـﻢ ﺑـﻪ ﺯﺑـﺎﻥ ﺧـﻮﺩﺷـﺎن!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

........ ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دیگر حرفی نخواهم زد گویی مهر سکوت بر لبانم زده اند و من چاره ای جز خیره شدن به قاب عکس خالی و خاک گرفته تو ندارم . اشکها مجالم نمیدهند قاب عکسی که روزی میشد بهار را از آن حس کرد دیگر طراوت و شادابی ندارد . با رفتنت لبخند نیز از لبهای ما رخت بستند .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

دلـــــم میخواد باهم توی یه روز برفی قدم بزنیم دلــــــــــم میـــخواد دستمو بگیری...محـــــکم! دلــــــــــــم مــــــیخواد بهم نگاه کنی و لبخنـــــــــــد بزنی منــــم سرمو بنـــدازم پایین...! وای چه لــــــذتی داره این لحـــــــــظه!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

نه دیگر بغض در این گلو مانده ... نه اشکی بر دل ... نه غباری بر لب ... بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ... نمی دانم شاد یا غمگین ... نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ... برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ... احساسم بی احساس شده است انگار ... نبض ندارند رگهایم ... نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!