❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد .............. خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از زندگی خسته شده بود.... شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگردنیای مادنیای سنگه است*بدان سنگینی سنگم قشنگ است اگردنیای مادنیای درداست*بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن هم یک گناه است*دل عاشق شکستن صد گناه است دل عاشق شکستن صدگناه است دل عاشق شکستن صد گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است و چه سخت است دل کندن از چیزی که برای اوزندگی میکنی ودردناکتر اگربدانی ناچاری از پذیرفتن انچه که سرنوشت برای تورقم زده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه احساس، خسته از این کلمات کودکانه… خسته از جستجو کردن، خسته از فراموش کردن بودنم ، فراموش کردن هستی ام... خسته از بازیهای بچه گانه، از بازی با این همبازیهای بچه تر از خودم ... خسته از کشیدن منحنی به شکل قلب و پرتاب تیری به سوی آن .... !! خسته از دویدن برای رسیدن ، برای رسیدن به هیچ ! خسته از شنیدن نجوای ناله های عاشقانه عاشقی در کنج تنهائیهایش ... خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق .... ! از اعتیاد چشمانم به اشک، از اعتیاد روحم به غم و غصه ... خسته ام از این قمار، از قمار دل ! قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده، «بازنده ای » بیش نخواهی بود ! خسته از جارو کردن خرده شیشه های دل ...!! خسته از مرهم گذاشتن بر این زخمهای کهنه ... خسته ام از کاروانسرا شدن دل !!! و به زیر سؤال رفتن عشق ..... خسته ام.... خسته .... خسته ی خسته ..!! خسته ازاین صبر و انتظار، خسته از تکرار روزها ، خسته شدم از رویای تو، خسته شدم از خودم ، خسته شدم از این زندگی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غصه من از تنهایی خودم نیست .... از آدمهایی هست که تنهات گذاشتن .... {درد دل خودم }