❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها می نشینم و به لباس های مشکیم خیره می شوم،بر رویشان دست میکشم، بغلشان می کنم،بهشان وعده می دهم و می گویم دیگر چیزی نمانده طاقت بیاورید...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ،دست تمنایی به سویم دراز کرد..خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه..دنیا عوض شده است..کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کمی تحقیق کا[!]ت تا بدانی "زن" یعنی چه...؟ و ذره ای اصالت اگر داشته باشی، میفهمی "زن" را با "تن" نمیسنجند...!!!
شب از جنگل شعله ها می گذشت
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 36 دقيقه قبلحریق خزان بود و تاراج باد
من آهسته در دود شب رو نهفتم
و
در گوش برگی كه خاموش خاموش
می سوخت گفتم :مسوز این چنین
گرم در خود مسوز ،مپیچ این چنین
تلخ بر خود مپیچ ...
كه گر دست بیداد تقدیر كور
تو را می دواند به دنبال باد
مرا می دواند به دنبال هیچ .