((...S&p...))
اجرای زنده در شب 29 دسامبر در پارک شادی کودک تهران. ترانه مش ماشالله...
((...S&p...))
به نام نصرت و ابرام واسمال!!! به نام کودک و فرزند نو سال! به نام دنبالر های جوانی! که در دنیا ندارن کار و باری!!! مثال من که روباهی جوانم برای انجمن های جهانم! شروع کردم بسان تیر و باروت!!!نوشتم صد غزل با در و یاقوت!!! تمام شعر و من تنهایی میگم!!! برای صد نفر مجانی میگم!!! ساعت چنده دارم لالایی میگم... شعر از س.پ
((...S&p...))
میگم آقای فوکس همه شکلی تو ایران پیدا میشه...
((...S&p...))
داوطلب!!! این سرسره از قزوینش هم بدتره خدایش...
((...S&p...))
این عکس از طرقه برادر بنده میباشد در ایام جوجگی...ماشالله الان برای خودش طوقی شده...دستیه کاملا و زنگ در و موبایل و صدای برفک تلویزیون و حیس من در س دارمو تقلید میکنه به علاوه بلبل خرمایی...از منم(نمیترسه تازشم)!!!
((...S&p...))
وقتی من عضو وقتی میشم...وقتی پست میزارم تو وقتی...ینی وقتی اومدم وقتی...وقتی میگم عجب کار سختی که میشینمو فکر میکنم میگم وقتی که روباه ها هم زیاد شدن..میگم وقتی که من تهنا شدم...میگم با خودم وقتی که من عاشق میشم دنیا برام رنگ دیگه است...صبح خروس خونش برام انگار یه آهنگ دیگه است...
((...S&p...))
دخترها کارشان شده...نمک پاشی...تمسخر...انجام افعال چکش و گوش کووب...تحقیر و خرد کردن انسانها...مغلته...حسادت...از سر بیکاری خیانت...بازیگری...خندیدن در نماز و عبادت...ذکر مصیبت از غم فراقت شخص مجازیشان...شکوه از شکوه درویشیان بلند قامت...راستی کهربایی میگفت وقتی حوا آمد زمین دیگر دختر نبود...دخترها به چه خود را میبرند هوا...به انسانیت و عرفان و اسلام ناطق و عیسی ناصری...یا نگم بهتره..برای تمام دخترهای سرزمین مادری...یعنی سرزمین پدری..این بهتر است..ن.س.پ
((...S&p...))
ای مطرب ما باز طرب کن...ای چنگ نوا بزن تو چنگی...در خسته ترین شبای سالم...ای مطرب و ساقی شب من...بر زخم دلم بکن نگاهی...من خسته تر از پیر زمینم...بر پیر جهان کن نگاهی...سردار دلیر و باده و نوش...صد لشگر و شال و پیشه بر دوش...بر خواب نهان من بتازن...ای مطرب من بزن نوایی...من اصل ضمیر آشنایی...بر حله و چشم تو نشینم...بر شام ضمیر ساکت من...مطرب تو نما نور خدایی...شعر از س.پ
((...S&p...))
اینم یه عکس قدیمی از سیاوش قمیشی...به قول شمرونیا مش قو لو زمبه ای اگه سیو کنی و نزنی زنگ و...
((...S&p...))
شعر زیر یکی از سرودهای انقلابی ایران است که پس از انقلاب ۵۷ در مجموعهای بهنام «شرارههای آفتاب» تنظیم و ضبط شد. این سرود به واقعه سیاهکل اشاره دارد. سر اومد زمستون شکفته بهارون گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون کوهها لالهزارن لالهها بیدارن تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو میکارن تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو میکارن توی کوهستون دلش بیداره تفنگ و گل و گندم داره مییاره توی سینهاش جان جان جان توی سینهاش جان جان جان یه جنگل ستاره داره جان جان یه جنگل ستاره داره سر اومد زمستون شکفته بهارون گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون لبش خندهٔ نور دلش شعلهٔ شور صداش چشمه و یادش، آهوی جنگل دور توی کوهستون دلش بیداره تفنگ و گل و گندم داره مییاره توی سینهاش جان جان جان توی سینهاش جان جان جان یه جنگل ستاره داره جان جان یه جنگل ستاره داره.